وقتی بچه بودیم، حداقل یک بار این سؤال از همه ما پرسیده شده: “وقتی بزرگ بشی، میخواهی چه کاره بشی؟” احتمالاً پزشک، خلبان یا مهندس شغلهایی بود که با رویاپردازی و بدون درنظر گرفتن ظرفیتهای فردیتان در مورد آنها نظر میدادید. اما وقتی کمی سنمان بالاتر میرود و وارد جامعه میشویم، میتوانیم با درنظر گرفتن توانمندیها و تجربیاتی که کسب کردیم، به این سؤال جواب دهیم تا بتوانیم در راستای هدف گذاری مسیر شغلی، گامهای مستمر و اثربخش برداریم.
با مطالعه این مقاله، در مسیر حرفهای خود به هدف گذاری و برنامه ریزی شغلی نزدیکتر میشوید و میتوانید رویکرد واقعبینانهای نسبت به گذشته انتخاب کنید.
خطا: کاربر درخواست HTTP را بلوکه نمود.

اهداف شغلی شامل موقعیتها، فرصتها و شرایطی است که در زندگی حرفهای میخواهید با آنها شناخته شوید و از آنها هویت بگیرید.
اهداف شغلی نقاط عطفی هستند که میتوانید در سفر شغلی به آنها دست یابید تا به پیشرفت حرفهای خود کمک کنید. این نقاط عطف باید با علاقهمندیها، انتظارات و تجربیات و دانش شما همسو باشند.
اگر بخواهیم خلاصه بگوییم، میتوان گفت هدفگذاری کاری شامل موارد زیر است:
اهداف شغلی اهداف خاص و مشخصی هستند که افراد برای زندگی حرفهای خود تعیین میکنند. این اهداف شامل دو نوع هستند:
اهداف کوتاه مدت، مثل ارتقاء شغلی یا گرفتن یک مدرک معتبر است که در آینده نزدیک (بین شش تا ۳ سال) قابل دستیابی هستند.
در روش برنامه ریزی بلند مدت میتوانید اهداف شغلی در ۵ سال آینده خود را طرحریزی کنید. مثل راهاندازی کسبوکار خودتان یا تبدیل شدن به یک مدیر در شرکت فعلیتان.
ترکیب این دو نوع هدف برای موفقیت در مسیر توسعه فردی ضروری است. به عنوان مثال هدف اصلی (بلندمدت) یک نوجوان، تبدیل شدن به مدیر یک شرکت است. بر این اساس، او باید مجموعهای از اهداف کوتاه مدت را درنظر بگیرد و یکی پس از دیگری به آنها برسد. در ابتدا او باید در مدرسه عملکرد خوبی داشته باشد، مدرک مرتبط با کار خود بگیرد، تجربه کاری مرتبط کسب کند تا قدم به قدم به هدف نهایی خود نزدیک شود.
اهداف شغلی میتوانند در انواع مختلفی دستهبندی شوند که شامل موارد زیر است:
تعیین لیست اهداف کاری به شما یادآوری میکند برای چه چیزی کار میکنید تا بتوانید متمرکز و پیوسته به راهتان ادامه دهید و درگیر سیکلهای تکراری روزانه نشوید.
برای اینکه هدف گذاری درستی در مسیر شغلیتان داشته باشید، باید به این دو سؤال جواب دهید:
یکی دیگر از مزایای هدف گذاری و برنامه ریزی شغلی این است که به مدیر سازمان این اطمینان را میدهید که فرد بلاتکلیفی نیستید و در کوتاه مدت و بلند مدت، برنامه دارید. به این معنا که شما تصادفاً این شغل و سازمان را در بین هزاران آگهی شغلی انتخاب نکردهاید و ارزش این را دارید که سازمان روی شما سرمایهگذاری کند.
خطا: کاربر درخواست HTTP را بلوکه نمود.

اگر میخواهید با هدف مشخص به کار و توسعه فردی و حرفهای خود ادامه دهید، گامهای زیر را دنبال کنید:
اگر میخواهید اهداف شغلیتان، شما را به جلو هدایت کنند، باید خاص و ریشه در باورهای شخصی شما داشته باشند. با تأمل در مورد اینکه چه کسی هستید و میخواهید به چه فردی تبدیل شوید، ساختن لیست اهداف شغلی خود را بر مبنای ارزشهای بنیادیتان آغاز کنید.
پیشنهاد میکنیم از تکنیک طوفان فکری استفاده کنید. یعنی وقتی به این فکر میکنید که از شغل آیندهتان چه میخواهید، چه کلماتی (مثل موفقیت، امنیت، اختیار عمل، دوستی، تعهد، تاثیر و …) به ذهنتان خطور میکند. برای مثال اگر کلمه شما موفقیت است، به این فکر کنید که موفقیت از نظر شما چه معنی دارد؛ شاید به معنای پول بیشتر، ارتقاء یا افزایش اعتبار باشد.
اگر چه تعیین اهداف بلندمدت در مسیر هدفگذاری شغلی مهم تلقی میشود، اما برخی اهداف نیز ممکن است جاهطلبانه باشد. نکته مهم این است که اهداف بلندمدتتان واقعبینانه و قابل اجرا باشد و بتوانید با منابعی که در اختیار دارید، آنها را اجرا کنید.
هنگامی که اهداف خود را خلق میکنید، باید استراتژیهای دستیابی به آنها را نیز طراحی کنید. به گامهای عملی فکر کنید که میتوانید فوراً شروع به انجام آنها کنید. در نظر بگیرید که فردا چه کاری میتوانید انجام دهید که شما را به هدفتان نزدیکتر کند و سپس متعهد به شروع شوید.
برای رسیدن به اهداف بزرگ، باید با گامهای کوچک، اهداف کوتاهمدتتان را خلق و محقق کنید تا در مسیر رسیدن به آنها متمرکز باقی بمانید.
برای مثال اگر میخواهید در سازمان ترفیع بگیرید، باید قدم به قدم پیش بروید تا پس از چند ماه، رشد کنید. برای برآوردن این هدف، اهداف کوچکتان میتواند شامل دریافت مدارک معتبر، بهبود عملکرد و تقویت رابطه با مدیرتان باشد.
تعهد داشتن به خود، شاه کلید موفقیت در هر کاری است. با استفاده از راهکارهای زیر، میتوانید به خودتان متعهد بمانید:
اگر دانشجو/کارآموز، کارشناس/متخصصِ یا مدیر یک سازمان هستید، در ادامه در مورد هریک از این سطوح، مثالهایی از نحوه هدفگذاری کوتاه مدت، بلند مدت و برنامه اجرایی جهت رسیدن به اهداف ذکر میکنیم.
دانشجو/کارآموز: من به عنوان یک دانشجو، سال آینده از دانشگاه فارغالتحصیل میشوم و علاقمندم در واحد مارکتینگ شرکت “الف” مشغول به کار شوم. علاوه بر گسترش دانش و تجربه خود در بازاریابی، امیدوارم مهارتهای ارتباطی و سخنرانی خود را نیز بهبود بخشم. من واقعاً میخواهم عضوی فعال و ارزشمند در تیم باشم.
کارشناس/ متخصص سازمان: به عنوان یک کارشناس حوزه مالی، یادگیری پایتون در حل مسائل بهینهسازی پورتفولیو و موفقیت شغلیام تاثیر بالایی خواهد داشت. به عنوان هدف بلند مدتم، علاقمندم به عنوان استاد پارهوقت در دانشگاه “ب” تدریس کنم. همچنین وجود انعطاف در ساعت کاری این امکان را به من میدهد تا بتوانم در شغلهای دیگر نیز فعالیت داشته باشم.
مدیر: در حال حاضر به دنبال بهبود مهارتهای رهبریام هستم و این موضوع به من کمک میکند تا افراد بیشتری را در تیمهای طراحی بازی مدیریت کنم. من تجربه فعالیت به عنوان یک طراح ارشد را دارم اما امیدوارم در سالهای آتی و کسب تجربه بیشتر، قادر شوم کل پروژه را بهصورت کامل مدیریت کنم.
خطا: کاربر درخواست HTTP را بلوکه نمود.
یکی از راههایی که در مسیر توسعه حرفهای خود میتوانید انجام دهید، مشاهده دورههایی است که میتوانند به سرعت، نکات مهمی را در جهت رسیدن به اهداف کاریتان به شما آموزش دهند.

تعیین و پیگیری اهداف شغلی ممکن است با چالشهایی همراه باشد. این چالشها ممکن است شامل به تعویق انداختن کارها، عدم اعتماد به نفس و ترس از شکست هستند. برای غلبه بر این چالشها، راهکارهای زیر را پیشنهاد میکنیم:
بهطور کلی رویکردهای مختلفی برای هدفگذاری کاری وجود دارد که بهطور خلاصه شامل موارد زیر میشود:
تعیین و پیگیری اهداف شغلی، عامل مهمی در توسعه شخصی و حرفهای ما محسوب میشود. توجه به اصول و نکاتی که در مورد هدف گذاری شغلی در این مقاله مطرح کردیم به شما کمک خواهد کرد تا در این مسیر بتوانید برنامه درستی در جهت بهرهبرداری از تواناییها و حرکت به سمت علاقمندیهایتان بردارید.
دوره کوچینگ مغز از آن دورههایی است که به کمک آن میتوانید کارکردهای مختلف مغزتان را بشناسید، خودتان را تغییر دهید و پا در مسیر موفقیت شغلی بردارید. برای مشاهده اطلاعات تکمیلی دوره میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
منابع:

مفهوم تاب آوری اقتصادی نشاندهنده توانایی جامعه یا نظام اقتصادی در مقابله با شوکها، سازگاری با تغییرات و بازگشت به مسیر رشد است. در سطح شهری، این تابآوری نقشی کلیدی در تداوم فعالیتهای اقتصادی، حفظ اشتغال و کاهش آسیبپذیری شهرها دارد. همچنین، ارتباط میان تابآوری اقتصادی و اقتصاد مقاومتی بیانگر آن است که تقویت ظرفیتهای […]

تکنیک پومودورو برای تمرکز عمیق مورد استفاده قرار میگیرد و یکی از محبوبترین روش های مدیریت زمان است که شامل فعالیتهای متمرکز و پیوسته ۲۵ دقیقهای و بازههای استراحت ۵ دقیقهای میشود. با وجود ساده بودن این تکنیک، برنامهریزی فعالیتها و شیوه بازیابی انرژی در زمان استراحت بسیار اهمیت دارد. در این مطلب با مراحل […]

زمان فعالیت بسیاری افراد در طول روز تفاوت چندانی ندارد اما دانستن روش های مدیریت زمان میتواند تمایز بین افراد موفق و سایر افراد را ایجاد کند. یادگیری تکنیکهای مدیریت زمان مانند پومودورو یا ماتریس آیزنهاور در کنار برنامهریزی کارآمد، به مدیران و رهبران بزرگ دنیا کمک میکند تا بهرهوری بالاتر و دستاوردهای بیشتری داشته […]

مدیریت افکار، تمرین آرامش و تنفس شکمی، تنها سه مورد از تکنیک های مدیریت خشم را تشکیل میدهند. با وجود اینکه خشم مانند غم، ترس و شادی احساسی کاملاً طبیعی است، عدم کنترل آن میتواند به انفجار روحی یا بروز رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود. با این حساب از طریق یادگیری تکنیکهای مدیریت خشم میتوان این […]

استفاده از انواع تکنیکهای تنفس و همچنین تکنیکهایی مثل PMR تنها ۲ مورد از مهمترین تکنیک های کاهش استرس در بحران را تشکیل میدهند. همه ما در طول زندگی با لحظاتی روبهرو میشویم که احساس میکنیم زمین زیر پایمان در حال لرزیدن است. در این لحظات، ضربان قلب بالا میرود، نفسها به شماره میافتد و […]

روش تصمیمگیری دلفی، یکی از ابزارهای علمی و اثربخش برای اتخاذ تصمیمهای دقیق در شرایط پیچیده و پر از عدم قطعیت برای همه افراد، به ویژه، مدیران کسب و کارها محسوب میشود.بسیاری از مدیران، برنامهریزان و تیمهای تحقیقاتی، هنگام مواجهه با مسائل پیچیده، به چارچوبی قابل اعتمادتر نیاز دارند تا تصمیماتشان را به شکل منطقیتر […]