ما روزانه در حال تصمیمگیری هستیم و آینده زندگی خود را با انتخابهای امروز میسازیم. اگر بدانیم تصمیم گیری چیست و با مراحل تصمیمگیری اصولی آشنا شویم، میتوانیم آیندهای درخشانتر و موفقتر داشته باشیم. در این مطلب با مراحل و اصول تصمیمگیری آشنا میشویم و یاد میگیریم که با راهکارهای مختلف، مهارت تصمیمگیری خود را تقویت کنیم.
خانه > آخرین مطالب > مقالات > توسعه فردی > تصمیم گیری چیست و چگونه تصمیمهای بهتر بگیریم؟
تصمیم گیری چیست و چگونه تصمیمهای بهتر بگیریم؟
فهرست مطالب
فهرست مطالب
تصمیم گیری چیست؟
«تصمیمگیری» (Decision Making) بهمعنای مجموعهای از فعالیتهای ذهنی با هدف انتخاب یک گزینه نهایی از میان چندین گزینه انتخابی است. همچنین در روانشناسی شناختی تصمیمگیری بهعنوان میانجی یا پُلی بین تفکر و اقدام در نظر گرفته میشود. در نتیجه فرآیند تصمیمگیری صرفاً به معنای انتخاب یک گزینه نیست، بلکه مجموعهای از فعالیتهای ذهنی است که شامل ارزیابی موقعیت، گردآوری و تحلیل دادهها، پیشبینی پیامدها و در نهایت، متعهد شدن به یک اقدام مشخص میشود.

اصول تصمیم گیری چیست؟
تصمیمگیری اثربخش حاصل خروجی سیستم فکری سازمانیافتهای است که با هدف انتخاب بهترین مسیر انجام میشود. در ادامه مهمترین اصول تصمیمگیری را معرفی میکنیم.
- اصل شفافیت در هدف: هر تصمیمگیری مبتنی بر مسئلهای خاص انجام میشود و اگر مسئله را اشتباه متوجه شویم، تصمیمات ما محکوم به شکست هستند و پیشبرد تمام مراحل بعدی بیفایده میشود.
- اصل وجود محدودیتها: ما انسانها زمان، انرژی و سرمایه محدودی داریم و مجبور به اولویتبندی گزینههای انتخابی هستیم.
- اصل جداسازی احساس از داده: احساسات افراد بر روی ادراک آنها بر محیط، یادآوری خاطرات گذشته و پردازش اطلاعات تأثیر میگذارند.
- اصل مسئولیتپذیری: فرد تصمیمگیرنده باید با شجاعت، مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را بپذیرد تا فرصت تقویت مهارت تصمیمگیری برای او فراهم شود.
- اصل انعطافپذیری: تصمیمات ما مبتنی بر اتفاقات آینده یا به دست آوردن اطلاعات جدید میتواند تغییر کند و این موضوع طبیعی است.
حال که بهطور کلی میدانیم مهمترین اصول تصمیمگیری چیست، در زیر میتوانیم هر کدام از این اصول را توضیح دهیم.
سارا بانکی
مدیریت احساسات و هوش هیجانی
رایگان
اصل شفافیت در هدف
در هنگام تصمیمگیری بهطور دقیق باید بدانیم که دلیل تصمیمگیری ما چیست و تصمیمات مؤثر و کارآمد تنها با داشتن دلایل روشن و شفاف اتخاذ میشوند. در زیر میتوانیم اهداف مختلفی از تصمیمگیری را مشاهده کنیم.
- آیا هدف به حداکثر رساندن سود است؟
- آیا هدف کاهش میزان ریسک است؟
- آیا هدف صرفاً حفظ وضع موجود است؟
منظور از سود و زیان در این سؤالات، لزوماً فعالیتهای حرفهای نیست و میتواند در تمام جنبههای زندگی تعریف شود. برای مثال سود ناشی از تصمیمگیری میتواند تقویت هوش هیجانی، افزایش درآمدزایی در کسب و کار یا بهبود رابطه عاطفی باشد. اگر بدانیم اصل شفافیت در تصمیم گیری چیست، از انتخابهای بیجا و ناکارآمد پیشگیری میکنیم و تصمیمات بسیار مؤثرتری خواهیم داشت.
اصل وجود محدودیتها
ما انسانها زمان و انرژی محدودی برای انجام فعالیتها داریم وبرای دستیابی به خواستهها، باید آنها را اولویتبندی و از دستیابی به برخی از آنها صرف نظر کنیم. بر این اساس، یکی از کلیدیترین مراحل تصمیمگیری، سنجش هزینه و فرصت برای هر کدام از گزینههای انتخابی و اولویتبندی موارد است. به بیان دقیقتر، ما صرفاً میتوانیم به برخی از اهداف خود برسیم و انتخاب یک هدف، به معنای قربانی کردن هدفی دیگر است و باید به مهمترین و تأثیرگذارترین اهداف خود اولویت بدهیم.
اصل جداسازی احساس از داده
احساسات روزمره بخشی جداییناپذیر از زندگی است و بر روی تصمیمگیری ما نیز تأثیرگذار میگذارد. افراد هنگامی که احساسی را تجربه میکنند، آن احساس بر روی خاطرات و اطلاعات دریافتی از محیط تأثیر میگذارند.
برای مثال افراد هنگام تجربه احساس خشم، به یاد خاطرات عصبانیکننده میافتند و در تعاملات روزمره نیز تحریکپذیرترند و میتوانند دچار سوءتفاهم شوند. در نتیجه افرادی که میدانند تصمیم گیری چیست، در موقعیتهای احساسی تصمیم نمیگیرند و زمانی که آرام شدند، با جدا کردن احساسات از دادهها، تمام متغیرها را ارزیابی و تصمیم نهایی را اتخاذ میکنند.
اصل مسئولیتپذیری
هر تصمیمی با پیامدهای روشنی همراه است و فرد تصمیمگیرنده باید شجاعت پذیرش مسئولیت تصمیمات خود را داشته باشد. این مسئولیتپذیری به انسانها کمک میکند تا دقت بیشتری در انتخابهای خود داشته باشند و همچنین، از تجربیات گذشته درس بگیرند،تسلط بیشتری بر موقعیت پیدا کنند و از پیامد تصمیمهای خود نترسند.
اصل انعطافپذیری
زندگی افراد همواره در حال تغییر است و بهطور روزمره، با اطلاعات جدیدی مواجه میشویم. افرادی که میدانند تصمیم گیری چیست با استفاده از اطلاعات جدید، تصمیمات خود را بروز میکنند. این فرایند بروزرسانی تصمیمات میتواند با تغییر اولویتها و تصمیمات متفاوت همراه شود.
در نتیجه تصمیمات بلندمدت لزوماً ثابت نیستند و اگر با توجه به اتفاقات جدید در زندگی بهینه نباشند، میتوانیم آنها را با تصمیمات جدید جایگزین کنیم. البته تغییرات در تصمیمگیری بیشتر در مورد تصمیمات کوتاهمدت و روزمره است و استراتژیهای کلان، انعطافپذیری ذاتی خود را حفظ میکنند و تغییرات چندانی ندارند.
مراحل تصمیم گیری چیست؟
فرآیند تصمیمگیری اصولی و مؤثر در ۵ مرحله زیر انجام میشود.
- تعریف مسئله و هدف
- جمعآوری اطلاعات و تعیین گزینهها
- ارزیابی هزینه و فایده گزینهها
- انتخاب نهایی و اجرای تصمیم
- بازبینی نتایج تصمیمگیری
حال که بهکلی میدانیم مراحل تصمیم گیری چیست، در زیر هر کدام از آنها را با روش اجرایی دقیق توضیح میدهیم.
۱) تعریف مسئله و هدف
اولین و مهمترین گام در هنگام تصمیمگیری، «تشخیص درست» مسئله است. هر تصمیمی در بافتار موقعیتی مشخص و برای دستیابی به هدف روشنی اتخاذ میشود و اکثر تصمیمات اشتباه، ریشه در تشخیص غلط ریشهها و حل مسئله نابجا دارند. در نتیجه تعریف درست مسئله ما را از تصمیمگیری آنی یا اتخاذ تصمیمات نابجا حفظ میکند. برای تعریف دقیق مسئله میتوانیم از سؤالات زیر استفاده کنیم.
- با اتخاذ این تصمیم در حال برطرف کردن چه چالشی هستیم؟
- آیا چالش مورد نظر ریشهای است یا در حال برطرف کردن علائم سطحی هستیم؟
- اگر در این موقعیت تصمیم نگیریم، چه چیزی را از دست میدهیم؟
- اگر این تصمیم را فرد غریبهای میگرفت، در جایگاه مشاور چه پیشنهادی به او داشتم؟
- با اتخاذ این تصمیم، بدترین پیامد ممکن چه چیزی میتواند باشد و چه آسیبهایی به ما وارد میشود؟
- این تصمیم تا چه حد با ارزشهای بنیادین من همسو است؟
در بسیاری از مواقع، افراد احساس میکنند که هر چه زودتر باید انتخاب کنند و نگرفتن تصمیم برای آنها بسیار استرسزا است. در حالیکه تصمیمگیری پیامدهای بسیار بیشتری نسبت به سکون دارد. ما با پاسخ دادن به این سؤالات، از تصمیمگیری شتابزده جلوگیری میکنیم. درحالیکه اگر ندانیم اهمیت تعریف مسئله در تصمیم گیری چیست، ممکن است با انتخابهای فکر نشده، با هزینههای بسیار بیشتری در زندگی مواجه شویم.
مهدی دوایی
مدیریت آرامش در بحران
رایگان
۲) جمعآوری اطلاعات و تعیین گزینهها
تصمیمگیری منطقی صرفاً با گردآوری فعالانه اطلاعات معتبر و استفاده از منابع اطلاعاتی موثق امکانپذیر است. افراد با تجربهای که میدانند تصمیم گیری چیست با کمک منابع گردآوری شده، گزینههای انتخابی موجود را شناسایی میکنند. در زیر مهمترین منابع اطلاعاتی را معرفی میکنیم.

- مطالعه کتابهای رفرنس
- گوش دادن به پادکستها
- استفاده از مقالات علمی
- استفاده از گزارشهای قبلی
- استفاده از ویدئوهای آموزشی
- جستوجو در وبلاگهای اینترنتی
- استفاده از هوش مصنوعی
- مشورت از افراد متخصص
- استفاده از تستهای نظرسنجی
- مصاحبه با مشتریان
به هر میزانی که تصمیمگیری مهمتر و استراتژیکتری داشته باشیم، تنوع منابع و میزان دقت آنها اهمیت پیدا میکند. البته گردآوری بیش از حد اطلاعات، فرایند تحلیل را دشوارتر میکند و میتواند منجر به فلج تصمیمگیری شود. در نتیجه با شناسایی کارآمدترین منابع اطلاعاتی، دادههای مورد نیاز را بسته به میزان اهمیت تصمیمگیری گرآوری و مناسبترین گزینهها را فهرست کنیم.
۳) ارزیابی هزینه و فایده گزینهها
در این مرحله با کنار هم گذاشتن و تحلیل اطلاعات گردآوری شده، میزان هزینه و فایده هر کدام از گزینههای انتخابی را برآورد میکنیم. برای ارزیابی دقیق گزنیهها میتوانیم از انواع تکنیکهای تصمیمگیری مانند «ماتریس تصمیمگیری وزندار» یا «جدول سود و زیان» استفاده کنیم. در تمام این تکنیکها، اصلیترین مزایا و معایب هر کدام از گزینهها شناسایی و امتیازدهی میشوند و در نهایت، با جمع امتیازات میتوانیم کارآمدترین گزینه انتخابی را پیدا کنیم.
۴) انتخاب و اجرای تصمیم
حال که به خوبی میدانیم بهترین گزینه موجود چیست، وقت آن رسیده تا با شجاعت، گزینه مورد نظر را انتخاب کنیم و با تقسیم کردن فعالیت به اقدمات عملیاتی، مسیر اجرای آن را پیش ببریم. برای پیشبرد تصمیمات در این مرحله، میتوانیم از ماتریس اولویتبندی آیزنهاور استفاده کنیم. این ماتریس تمام اقدامات را به ۴ دسته تقسیم و مسیر اولویتگذاری آنها را ساده میکند. در زیر میتوانیم دستهبندی اقدمات مبتنی بر ماتریس آیزنهاور را مشاهده کنیم.
- اقدمات مهم و فوری: این دسته از فعالیتها بیشتر زمان و انرژی ما را در طول روز میگیرد.
- اقدامات مهم و غیرفوری: این فعالیتها در برنامهریزی قرار میگیرند و به روزهای آینده موکول میشود.
- اقدامات غیرمهم و فوری: این فعالیتها را تا جای ممکن بر دوش دیگران میگذاریم تا انجام دهند.
- اقدامات غیرمهم و غیرفوری: این فعالیتها را نادیده میگیریم.
افرادی که میدانند تصمیم گیری چیست، در ابتدای هر روز با استفاده از تدوین ماتریس آیزنهاور، اقدمات طول روز خود را اولویتبندی میکنند تا بیشترین بهرهوری را در پیشبرد تصمیمگیریها داشته باشند.
۵) بازبینی نتایج تصمیمگیری
در بسیاری از مواقع، افراد با وجود رعایت تمام مراحل تصمیمگیری، متوجه برخی موانع یا چالشهای پیش رو نمیشوند و آن مؤلفهها را در تصمیمات خود لحاظ نمیکنند. در نتیجه متخصصانی که میدانند تصمیم گیری چیست با بازبینی دورهای پیامدهای تصمیمگیری، تلاش میکنند تا از تجربیات از درس بگیرند و فرآیند تصمیمگیری خود را بهینه کنند. میتوانیم با استفاده از پاسخ سوالات زیر، فرآیند تصمیمات خود را بازبینی کنیم.
- تا چه اندازهای به دستاوردهای مورد انتظار رسیدهام؟
- چه موانعی در هنگام اجرای تصمیمات اتفاق افتاد؟
- چه فرصتهایی در هنگام اجرای تصمیمات به وجود آمد؟
- آیا آن موانع یا فرصتها را از قبل پیشبینی کرده بودم؟
- چگونه میتوانم موانع یا فرصتهای قبلی را در تصمیمگیریهای بعدی لحاظ کنم؟
افراد دارای تفکر استراتژیک با بازبینی دقیق تصمیمات خود، همواره تلاش میکنند تا فرآیند گردآوری اطلاعات، انتخاب منابع یا ارزیابی سود و زیان هر کدام از گزینههای انتخابی را بهبود دهند.
انواع تصمیم گیری چیست؟
انواع شیوههای تصمیمگیری را میتوانیم مبتنی بر «ماهیت مسئله»، «میزان ریسک موجود» و «میزان اطلاعات در دسترس» تقسیمبندی کنیم. در زیر میتوانیم مهمترین شاخههای تصمیمگیری را مشاهده کنیم.
- تصمیمگیری برنامهریزیشده در برابر غیر برنامهریزیشده
- تصمیمگیری فردی در برابر گروهی
- تصمیمگیری دادهمحور در برابر شهودی
هر کدام از این شاخهها در موقعیتهای مشخصی کاربرد دارند و اگر بدانیم مهمترین انواع تصمیم گیری چیست، کارآمدترین شیوه را در هر موقعیت انتخاب میکنیم.
تصمیمگیری برنامهریزیشده در برابر غیر برنامهریزیشده
این تقسیمبندی مبتنی بر میزان تکرار تصمیمات انجام میشود. در ادامه هر کدام از آنها را بهطور دقیق توضیح میدهیم.
الف) تصمیمگیری برنامهریزیشده
این نوع تصمیمات بهطور روزمره و برای مسائل تکراری یا روالدار انجام میشوند که تا حدی قابل پیشبینیتر هستند. در این مواقع ما به جای تحلیل مجدد، از قواعد تعیینشده یا میانبُرهای ذهنی استفاده میکنیم.
برای مثال یک شرکت تولیدی برای خرید محصولات اولیه، روال ثابت و بودجه مشخصی را تعیین میکند و کارشناسان پشتیبانی مبتنی بر آئیننامه تعیینشده، بهطور روزانه خریدهای خود را انجام میدهند. این فرآیند نیازی به تشکیل جلسه اضطراری ندارد و یک تصمیم برنامهریزیشده محسوب میشود. هدف از تصمیمگیری برنامهریزیشده، افزایش کارایی و صرفهجویی در زمان است.
ب) تصمیمگیری غیربرنامهریزیشده
این نوع تصمیمها برای مسائل جدید، غیرمترقبه و بیسابقه گرفته میشوند که هیچ قاعده آمادهای برای آنها وجود ندارد. بهطور معمول سازمانها برای تصمیمگیریهای غیربرنامهریزیشده، جلسات جداگانهای تشکیل میدهند و مراحل استاندارد تصمیمگیری را بهطور کامل طی میکنند.
برای مثال، تصمیم یک شرکت بازرگانی برای ورود به بازار جدید یا تغییر کلی استراتژی شرکت با هدف عبور از بحران را میتوانیم تصمیمگیری غیربرنامهریزیشده در نظر بگیریم. چنین تصمیمهایی به خلاقیت و استفاده از تفکر استراتژیک نیاز دارند و با عدم قطعیت بالایی همراه هستند.
تصمیمگیری فردی و گروهی
تصمیمگیری از دیدگاه افراد تصمیمگیرنده به دو دسته فردی و گروهی تقسیم میشود. در ادامه هر کدام را معرفی میکنیم.

الف) تصمیمگیری فردی
در این شاخه یک فرد مسئولیت پیشبرد تمام مراحل تصمیمگیری را برعهده دارد و مسئولیت پیامد تصمیمات خود را بهطور کامل برعهده میگیرد. تصمیمگیری فردی بسیار سریعتر و چابکتر است و تمام قدردانی این شیوه تصمیمگیری معطوف به فرد تصمیمگیرنده میشود. اما این شیوه تصمیمگیری محدودیتهای بسیار مهم زیر را نیز دارد.
- سوگیری زیاد: دیدگاههای شخصی و احساسات لحظهای تأثیر بسیار زیادی بر شیوه ارزیابی اطلاعات و انتخاب نهایی دارد.
- نگاه یکجانبه: فرد تصمیمگیرنده صرفاً مسائل را از زاویه دید خود ارزیابی میکند و ممکن است بسیاری از گزینهها یا اطلاعات را نادیده بگیرد.
- استرس بالاتر: تصمیمگیری فردی با مسئولیت کامل انتخاب نهایی همراه است و میتواند استرس بسیار بالاتری را بههمراه داشته باشد.
- دقت پایینتر: فرد تصمیمگیرنده به تنهایی باید تمام اطلاعات را گردآوری و ارزیابی کند و در نتیجه، میزان دقت و کیفیت پایینتری دارد.
میزان موفقیت افراد در تصمیمگیری فردی وابستگی شدیدی به میزان تخصص و تجربه آنها دارد، بر این اساس اگر بدانیم این شاخه از تصمیم گیری چیست، تصمیمات کماهمیتتر را با این شیوه اتخاذ میکنیم اما تصمیمات استراتژیکتر را بهشیوه گروهی میگیریم.
ب) تصمیمگیری گروهی
تصمیمگیری گروهی با همکاری چند فرد متخصص و با دیدگاههای متنوع انجام میشود و همچنین، تصمیم نهایی حاصل جلسات متعدد و بارش فکری افراد شرکتکننده است. اگر تصمیمگیری گروهی با ایدهها و کاهش خطاهای فکری ترکیب شود، کیفیت بالاتر و دقت بیشتری دارد، اما فرآیند اتخاذ این تصمیمات نیاز به زمان، انرژی و سرمایه زیادی دارد و بسیاری از سازمانها یا افراد نمیتوانند تمام تصمیمات خود را بهصورت گروهی اتخاذ کنند. در نتیجه، تصمیمات مهمتر را گروهی و تصمیمات جزئیتر را بهصورت فردی اتخاذ میکنند.
تصمیمگیری دادهمحور در برابر شهودی
این شاخه از تصمیمگیری بر اساس «منابع اطلاعاتی و معیارهای انتخاب» انجام میشود. در زیر هر کدام از زیرشاخهها را توضیح میدهیم.
الف) تصمیمگیری دادهمحور
تصمیمگیری دادهمحور رویکردی ساختاریافته و گامبهگام با هدف گردآوری دادهها از منابع معتبر، تحلیل منطقی اطلاعات و انتخاب کارآمدترین گزینه است. این شیوه برای مسائل پیچیده و قابلسنجش بهکار میرود و نیازمند زمان و انرژی بسیار زیادی است. در این مدل از تصمیمگیری، تمام گزینهها و پیامدها با توجه به عوامل زیر سنجیده میشوند.
- دادههای عددی، شاخصها (KPI)
- تحلیلهای آماری
- پیشبینی سناریوهای محتمل سنجیده

بسیاری از متخصصان دیجیتال مارکتینگ، مهندسان و تحلیلگران مالی که میدانند تصمیم گیری چیست، با استفاده از این روش، بهترین گزینه را در فعالیتهای حرفهای خود انتخاب میکنند.
ب) تصمیمگیری شهودی
این رویکرد بر پایه دانش ضمنی و تجربهی انباشته در نیمهخودآگاه عمل میکند. تصمیمگیری شهودی در موقعیتهای اضطراری یا مبهم بسیار کارآمد است و میزان کیفیت و دقت آن، به تجربه و سطح تخصص افراد بستگی دارد. برای مثال، زمانی که مدیرعاملی باتجربه در چند ثانیه خطاهای استراتژیک مدیران میانی را تشخیص میدهد، در حال استفاده از تفکر شهودی است.
امین آرامش
مدیریت توجه و زمان
تکنیک های تقویت تصمیم گیری چیست؟
تکنیکهای متعددی برای تقویت مهارت تصمیمگیری وجود دارد، موارد زیر از مهمترین آنها هستند:
- ماتریس تصمیمگیری
- تحلیل مزایا و معایب
- تحلیل SWOT
- درخت تصمیمگیری
- روش ۵ چرا
حال که میدانیم مهمترین تکنیکهای تقویت تصمیم گیری چیست، در ادامه هر کدام را بهطور دقیق توضیح میدهیم.
ماتریس تصمیم گیری
این تکنیک تصمیمگیری در هنگام مواجهه با گزینههای انتخابی زیاد و معیارهای متعدد کاربرد فراوان دارد. مراحل زیر از مهمترین قدمهای ماتریس تصمیمگیری هستند:
- فهرست کردن معیارها: تمام معیارهای کلیدی برای ارزیابی گزینهها را فهرست کنیم.
- تدوین ستونهای جدول: جدولی را طراحی کنیم که ستون اول و دوم شامل «معیارها» و «وزن هر معیار» باشد و سایر ستونها را به گزینههای انتخابی اختصاص دهیم.
- تدوین ردیفهای جدول: حال برای هر کدام از معیارها، ردیفی را در جدول تدوین کنیم و آخرین ردیف را به مجموع امتیازها اختصاص دهیم.
- تعیین وزن هر معیار: هر کدام از معیارها را بر اساس اهمیت آنها از ۵ وزندهی کنیم.
- امتیازدهی به گزینهها: حال هر کدام از معیارها را در ستون مربوط به گزینههای انتخابی از ۵ امتیاز دهیم و امتیاز خود را در وزن آن معیار ضرب کنیم و روبروی آن در پرانتز بنویسیم.
- جمع کرن امتیازها: حال امتیازهای بدست آمده برای هر کدام از گزینههای انتخابی را جمع و مجموع امتیازها را با همدگیر مقایسه کنیم.

در نهایت، با نگاهی به بخش مجموع امتیازات در جمع، به راحتی مشخص میکنیم که مناسبترین انتخاب در این تصمیم گیری چیست.
مثال ماتریس تصمیمگیری
سارا قصد تغییر محل کار خود را دارد و در حال شرکت در جلسات مصاحبه جذب و استخدام سازمانهای مختلف است. او در نهایت در دو مورد از جلسات مصاحبه مورد قبول قرار گرفته است و باید یکی از این دو را انتخاب کند. در زیر توضیحی از دو گزنیه انتخابی را مشاهده میکنیم.
- شرکت الف: این شرکت حقوق بالاتری دارد اما فرهنگ سازمانی آن ضعیفتر و انتظارات شغلی آن بسیار بیشتر است.
- شرکت ب: این شرکت امکان پرداخت حقوق بسیار پایینتری دارد اما پرداخت حقوق آن سر موعد است و تعاملات سازمانی صمیمانهتر و امکان رشد بسیار بیشتری را برای کارمندان خود فراهم کرده است.
حال میتوانیم با توجه به اطلاعات گردآوری شده و معیارهایی که سارا برای ارزیابی شرکتها در نظر گرفته، ماتریس تصمیمگیری وزندار او را ترسیم کنیم.
| معیارها | وزن هر معیار از ۵ | امتیاز گزینه الف از ۵ | امتیاز گزینه ب از ۵ |
| حقوق پیشنهادی | ۴ | ۴ (۱۶) | ۲ (۸) |
| فرهنگ سازمانی | ۳ | ۲ (۶) | ۳ (۹) |
| تعاملات مثبت سازمانی | ۳ | ۱(۳) | ۴ (۱۲) |
| پرداخت سر موعد | ۵ | ۲ (۱۰) | ۵ (۲۵) |
| مسافت تا منزل | ۲ | ۳ (۶) | ۳ (۶) |
| امکانات رفاهی | ۱ | ۳ (۳) | ۲ (۲) |
| انتظارات کاری | ۳ | ۱ (۳) | ۳ (۹) |
| فرصت رشد درون سازمانی | ۲ | ۳ (۶) | ۵ (۱۰) |
| اعتبار برند کارفرمایی | ۳ | ۴ (۱۲) | ۳ (۹) |
| مجموع امتیازات | – | ۶۵ | ۹۰ |
در نهایت سارا متوجه شد که مبیتنی بر ملاکهای انتخابی، شرکت الف با وجود حقوق پیشنهادی بالاتر، گزینه ضعیفتری محسوب میشود و او امکان انتخاب شرکت دیگر را با حقوق کمتر اما آیندهای روشنتر دارد.
تحلیل سود و زیان
جدول تحلیل مزایا و معایب از سادهترین تکنیکهای ارزیابی گزینههای انتخابی است و همچنین، نگاهی جامع و دقیق از عوامل تأثیرگذار بر تصمیمگیری و میزان اثرگذاری آنها ارائه میدهد. در ادامه مراحل تدوین این جدول را معرفی میکنیم.
- تدوین کلی جدول: تدوین جدولی با ۴ ستون و حداقل ۴ ردیف
- تدوین ستونها: دو ستون اول را در این جدول به مزایا و دو ستون بعدی را به معایب اختصاص میدهیم.
- تدوین ردیفها: ردیف ابتدایی به مزایا و معایب اختصاص مییابد و سایر ردیفها شامل مؤلفههای مورد نظر است.
- تدوین مزایا و معایب: فهرستی از تمام سودها و زیانهای مربوط به گزینه را در ستون مرتبط با آن مینویسیم.
- امتیازدهی: هر کدام از سودها و زیانهای نوشته شده را از ۱۰ امتیاز میدهیم.
- جمعبندی امتیازها: حال امتیاز هر کدام از ستونها را با یکدیگر جمع میکنیم.
- مقایسه مزایا و معایب: در نهایت امتیاز ستون مزایا و معایب را مقایسه میکنیم تا تحلیل عمیقی از مفهوم را بهدست بیاوریم.
افراد برای هر کدام از گزینههای انتخابی این جدول را بهطور جداگانه ترسیم و در نهایت، امتیاز جدولها را با یکدیگر مقایسه میکنند. جدول تحلیل مزایا و معایب کاربردی آسان و قابل فهم دارد اما در تصمیمگیریهای کلان و مواجهه با گزینههای انتخابی بسیار متعدد، استفاده از این جدول میتواند زمانبر و فرساینده شود.
مثال جدول سود و زیان
سارا برای انتخاب رشته تحصیلی دانشگاه بین دو رشته A و B مردد مانده و قصد دارد تا برای هر کدام از آنها، جدول سود و زیان جداگانهای بنویسد. در زیر میتوانیم جدول سود و زیان سارا برای رشته تحصیلی A را مشاهده کنیم.
| جدول مزایا و معایب رشته تحصیلی A | |||
| مزایا | معایب | ||
| جذابیت آکادمیک | ۸ | بازار کاری اشباع | ۸ |
| شاخههای گوناگون | ۸ | دشواری در امکان مهاجرت | ۳ |
| دورههای آموزشی متعدد | ۳ | درآمدزایی با تأخیر | ۱۰ |
| کاربرد عمیق در زندگی | ۲ | وجود آموزههای زرد در جامعه | ۲ |
| مجموع امتیازها | ۲۱ | مجموع امتیازها | ۲۳ |
با توجه به مجموع امتیازات موجود در جدول، معایب این رشته تحصیلی ۲ امتیاز بیشتر از مزایای آن است. در حالیکه مزایای جدول مربوط به رشته تحصیلی B وضعیت بهتری دارد و ۳ امتیاز بیشتر از ستون معایب است.
- وضعیت جدول A: امتیاز ۲-
- وضعیت جدول B: امتیاز ۳+
در نتیجه سارا تصمیم گرفت تا رشته تحصیلی B را برای ادامه تحصیل انتخاب کند.
تحلیل SWOT
تحلیل سوآت یکی از بهترین شیوههای ارزیابی فرآیند تصمیمگیری و تحلیل جزئیات درونی و بیرونی مسیر انتخابها است. با کمک این تحلیل میتوانیم میزان اثرگذاری نقاط قوت و آسیبپذیری نقاط ضعف را برآورد کنیم و همچنین با توجه به ریسکهای موجود، توجیه دقیقی برای انتخاب خود داشته باشیم. این تحلیل بر پایه ۵ مؤلفه زیر است.
- نقاط قوت (Strengths | S)
- نقاط ضعف (Weaknesses | W)
- فرصتها (Opportunities |O)
- تهدیدها (Threats |T)
در این تحلیل، نقاط قوت و ضعف گزینه انتخابی و فرصتها و تهدیدهای محیط بیرونی مورد ارزیابی قرار میگیرند. اگر بدانیم تحلیل نقش سوآت در تصمیم گیری چیست، از این روش برای انتخابهای شغلی، مهاجرت یا پروژههای مختلف استفاده میکنیم.
مثال تحلیل SWOT
سارا برای کسب درآمد بیشتر قصد دارد تا شغل جانبی فروشندگی لوازمآرایشی داشته باشد. او تصمیم شغلی خود را با SWOT تحلیل میکند تا درک عمیقتری از نقاط قوت و ضعف درونی خود و فرصتها و تهدیدهای محیط بیرون داشته باشد.
- نقاط قوت سارا: فن بیان قوی، آشنایی کامل با محصولات، علاقهمندی به فروشندگی
- نقاط ضعف سارا: ناآشنایی با بازارهای خرید عمده محصولات، تجربه شرم و اضطراب هنگام فروشندگی
- فرصتهای موجود در فروشندگی لوازمآرایشی: فعالیتی بی نیاز به سرمایه اولیه زیاد، مشتریان زیاد در جامعه، حمل و نقل آسان، سود زیاد
- تهدیدهای موجود در فروشندگی لوازمآرایشی: شکستن یا خرابی محصولات، انقضای تاریخ مصرف، حساسیت زیاد سلامتی در هنگام پایین بودن کیفیت، دشواری فرایند در جلب اعتماد مشتریان
در نهایت سارا با توجه به ظرفیتهای ذاتی خود در فروشندگی و علاقهمندی به این حوزه، سختیهای مسیر را پذیرفت. همچنین با استفاده از هوش مصنوعی، معتبرترین بازارهای فروش عمده محصولات آرایشی را پیدا کرد و با تأسیس سایت و فروش اینترنتی، میزان تعامل چهرهبهچهره با مشتریان را کاهش داد تا استرس کمتری را تجربه کند. حال که او میداند تحلیل SOWT در تصمیم گیری چیست، موانع پیش رو را مدیریت و همچنین از فرصتهای محیطی نیز به بهترین شکل استفاده کرد.
درخت تصمیمگیری
تکنیک درخت تصمیمگیری شامل نمودار درختی است که نشان میدهد اگر یک تصمیم را بگیریم، در ادامه با چه مسیرها و نتایجی مواجه میشویم. این تکنیک مؤثرترین شیوه ارزیابی مسیرهای مختلف و انتخاب کارآمدترین شیوه ارزیابی اطلاعات است. ماتریس درخت تصمیمگیری شامل سه مؤلفه زیر است.
- گره تصمیم: نقطهای که باید انتخاب کنیم.
- شاخهها: گزینههای انتخابی ممکن
- گرههای پیامد: نتایج احتمالی هر گزینه
بسیاری از مدیرانی که میدانند تصمیم گیری چیست برای ارزیابی دقیق تصمیمگیریهای زنجیرهای یا ارزیابی پیامدهای خطی یک تصمیم از این تکنیک استفاده میکنند.
مثال درخت تصمیم گیری
سارا به مدت ۲ سال است که در یک شرکت بزرگ و محبوب بهعنوان برنامهنویس در حال فعالیت است و با توجه به برخی نارضایتیها به تغییر مدل شغلی خود فکر میکند. او در ذهن خود انتخاب زیر را بهعنوان گره تصمیمگیری ترسیم کرده است.
- شغل فعلی: قرار گرفتن در حاشیه امن خود و تحمل فشارها
- پیشنهاد یک استارتاپ جدی: ایجاد تنوع در محیط کار، رشد سریع موقعیت شغلی و پذیرش ریسک جابجایی
- فعالیت فریلنسری (پروژهای): آزادی کامل در شیوه فعالیت کاری، حقوق بالا و تحمل استرس بیثباتی بازار کار
حال سارا هر کدام از گرههای تصمیمگیری را به عنوان یک شاخه در نظر میگیرد و جدول گرههای پیامد را برای هر کدام ترسیم میکند.
| ادامه دادن شغل فعلی در شرکت حاضر | ||
| پیامد | احتمال وقوع | میزان اهمیت و ارزشمندی |
| پیمودن مسیر رشد با سرعت آهسته | ۷۰ درصد | متوسط (۳) |
| ارتقاء شغلی بعد از ۲ سال | ۳۰ درصد | بسیار بالا (۵) |
| فعالیت در استارتآپ جدید | ||
| رشد سریع و سکوی پرتاب | ۴۰ درصد | بسیار بالا (۵) |
| ناپایداری پروژه | ۳۵ درصد | پایین (۲) |
| ورشکستگی استارتاپ | ۲۵ درصد | زیان (۱-) |
| شروع فعالیت فریلنسری (پروژهای) | ||
| جذب مشتریان متعدد | ۵۰ درصد | بالا (۴) |
| درآمد متغیر | ۳۰ درصد | متوسط (۳) |
| کمبود پروژه در ابتدا | ۲۰ درصد | زیان (۳-) |
حال که بهطور دقیق مسیرهای احتمالی هر کدام از انتخابها را ارزیابی کردهایم، میتوانیم میزان اهمیت و ارزشمندی آنها را مبتنی بر احتمال رویداد برآورد کنیم.
۱) ادامه دادن شغل فعلی در شرکت حاضر
۳/۶= (۵ × ۰/۳) + (۳ × ۰/۷)
۲) فعالیت در استارتآپ جدید
۶/۵ = (۲/۵ × ۱-) + (۳/۵ × ۲) + (۵ × ۰/۴)
۳) شروع فعالیت فریلنسری
۲/۳ = (۰/۲ × ۳-) + (۰/۳ × ۳)+ (۰/۵× ۴)
مبتنی بر محاسبات بالا، فعالیت در استارتآپ جدید بیشترین تطابق را با ارزشهای سارا دارد و محتملترین مسیر برای کسب موفقیت بیشتر است. حال که سارا میداند تأثیر این تکنیک در تصمیم گیری چیست، با اعتمادبهنفس بیشتری مسیر پیش روی خود را انتخاب میکند.
روش ۵ چرا
در این تکنیک، دلیل انجام فعالیت را ۵ مرتبه از خود میپرسیم تا به ریشههای بنیادین مسئله برسیم. تکنیک ۵ چرا بهترین راه برای جلوگیری از شروع مسیرهای اشتباه و هدر دادن زمان و هزینه است. در زیر میتوانیم سؤالات پیشنهادی برای استفاده از تکنیک را مشاهده کنیم.
- چرا میخواهم این تصمیم را بگیرم؟ زیرا از سایر انتخابها مؤثرتر است؟
- چرا این گزینه از سایر انتخابها مؤثرتر است؟ زیرا کمهزینهترین و سریعترین گزینه است؟
- چرا کمهزینهترین و سریعترین گزینه است؟ زیرا بهینهترین مسیر دستیابی به هدف را دارد.
- چرا بهینهترین مسیر برای هدف است؟ زیرا هیچ مانع مهمی در این روند قرار ندارد.
- چرا هیچ مانع مهمی در این روند قرار ندارد؟ زیرا تمام موانع احتمالی را ارزیابی کردهام و مانع مهمی نیافتم.
افرادی که میدانند روش ۵ چرا در تصمیم گیری چیست، در کوتاهترین زمان ممکن میتوانند جزئیات تصمیم خود را ارزیابی کنند و دلیل محکمی برای انتخاب خود داشته باشند.
خطاهای رایج در تصمیمگیری چیست؟
مهارت تصمیمگیری با رعایت اصول و پیشبرد مراحل تصمیمگیری امکانپذیر است اما افراد کمتجربهتر در این مسیر مرتکب خطاهای زیر میشوند.
- تصمیمگیری عجولانه: تجربه استرس زیاد از شرایط بلاتکلیف و انتخاب گزینهای که ارزیابی نشده است.
- تصمیمگیری احساسی: اقدام به تصمیمگیری در موقعیتهایی که در حال تجربه احساسات شدید هستیم.
- سوگیری تأییدی: انتخاب شواهدی که تأییدکننده انتخاب ما هست و نادیده گرفتن سایر دادههایی که در محیط است.

- وابستگی به اولین گزینه: طی نکردن کامل مراحل تصمیمگیری و انتخاب اولین گزینهای که شناسایی میکنیم.
- ترس از اشتباه: اجتناب از تصمیمگیری به دلیل ترس از پیامدهای انتخاب اشتباه که منجر به از دست دادن فرصتها میشود.
- فلج تحلیلی: گردآوری اطلاعات بسیار زیاد و سردرگمی میان گزینههای انتخابی بسیار زیاد بدون اینکه توانایی تحلیل آنها را داشته باشیم.
رعایت اصول تصمیمگیری در بیشتر مواقع به افراد کمک میکند تا از خطاهای رایج در تصمیمگیری مصون بمانند و اگر بدانیم خطاهای تصمیم گیری چیست، میتوانیم پیش از اقدام به این اشتباهات از آنها جلوگیری کنیم.
مسیر یادگیری تصمیم گیری مؤثر با آکادمی همراه اول
مهارت تصمیمگیری به مرور زمان و با تمرین تکنیکها و کسب تجربه از تصمیمات قبلی تقویت میشود. در این راستا آکادمی همراه اول با ارائه آموزشهای معتبر و با بهترین اساتید، بستر مورد نیاز برای یادگیری این مهارت را ترسیم کرده است. موارد زیر از مرتبطترین دورههای آموزشی هستند که میتوانند به شما در تقویت مهارت تصمیمگیری کمک کنند:

اگر بدانیم تکنیکهای تقویت مهارت تصمیم گیری چیست، انتخابهای دقیقتری در آینده زندگی خواهیم داشت.
بهزاد ابوالعلائی
برنامهریزی توسعه فردی
پرسشهای متداول
حال که بهطور کامل میدانیم اصول تصمیم گیری چیست و چه مراحلی دارد، در زیر سؤالات رایج این حوزه را توضیح میدهیم.
تفاوت تصمیمگیری و حل مسئله چیست؟
این دو مفهوم بهطور پیوسته به یکدیگر متصل هستند. حل مسئله به فرآیند تغییر وضعیت نامطلوب به وضعیت مطلوب گفته میشود، درحالیکه تصمیمگیری انتخاب راهحلی برای حل یک مسئله است. به بیان دقیقتر، افراد با تصمیمگیری و انتخاب راهحلی خاص، تلاش میکنند تا مسیر حل مسئله را آغاز کنند.

بهترین روش برای تصمیمگیری چیست؟
بهترین روش تصمیمگیری مبتنی بر شرایط موجود میتواند متفاوت باشد. اما بهطور کلی تصمیمگیری عقلانی با پیشبرد دقیق مراحل تصمیمگیری بهترین روش یا سبک تصمیمگیری است اما در مواقع اضطراری، تصمیمگیری شهودی برای افراد با تجربه میتواند راهگشا باشد.
چگونه از تصمیمهای اشتباه جلوگیری کنیم؟
رعایت اصول تصمیمگیری و بازبینی نتایج تصمیمات قبلی با هدف کسب تجربه از تصمیمات گذشته، بهترین راهکار برای جلوگیری از اشتباهات است. در عین حال، با انجام اقدامات زیر نیز میتوانیم میزان خطاهای تصمیمات را تا حد زیادی کاهش دهیم.

- خطاهای فکری خود را شناسایی کنیم: خودآگاهی نسبت به تحریفهای شناختی رایج خویش
- بهسرعت گزینه مورد نظر را انتخاب نکنیم: اجتناب از عجله بیمورد و گردآوری و تحلیل اطلاعات پیش از تصمیمگیری
- تمام اطلاعات را ارزیابی کنیم: ارزیابی تمام شواهد تأییدکننده و ردکننده تصمیمات
- هزینه تصمیم نگرفتن را بسنجیم: محاسبه هزینه عدم تصمیمگیری با هدف کنترل ترس از تصمیمگیری
- تصمیمات کوچکتر بگیریم: تقویت مهارت تصمیمگیری و کاهش هزینه خطاهای تصمیمات با اتخاذ تصمیمات کوچکتر و جزئیتر
- تجربیات قبلی از تصمیمگیری را بازبینی کنیم: بازبینی دقیق موانع، فرصتها و نقاط قوت و ضعف خویش در تصمیمات قبلی با هدف کسب تجربه
حال که میدانیم شیوه جلوگیری از خطاهای تصمیم گیری چیست، میتوانیم مهارت خود را بهشدت افزایش دهیم.
منابع