پروژههای کاریتان خستهکننده و طولانی شدهاند و در آخر به نتیجه دلخواه نمیرسید؟ ذینفع پروژه هربار با درخواست جدیدی ظاهر میشود و در آخر هیچوقت از نتیجه کار راضی نیست؟ خب شاید وقت این است که روشهای قدیمی مدیریت پروژه را کنار بگذارید و با متدولوژی توسعه چابک پیشرفتتان را چند برابر کنید!
در این مقاله با مفهوم چابکی بهصورت کامل آشنا میشویم و انواع آن را بررسی میکنیم.
متدولوژی چابک (Agile) رویکردی برای مدیریت پروژه است که روی همکاری بین بخشهای مختلف و بهبود مستمر تأکید میکند. این روش، پروژهها را به فازهای کوچکتر تقسیم و تیمها را در چرخههای برنامهریزی، اجرا و ارزیابی هدایت میکند.
همانطور که از اسم این متدولوژی معلوم است، با رویکرد چابک میتوان خیلی زودتر به تغییرات واکنش نشانداد و جلوی اتلاف انرژی و منابع را گرفت.
متدولوژی Agile ، برخلاف روشهای سنتی که به صورت مرحلهای و خطی کار میکنند، پروژهها را به بخشهای کوچک و قابل تحویل تقسیم میکند. این بخشها در بازههای زمانی کوتاهتری (مثلا چند هفته) تکمیل میشوند و بر تحویل سریع، سازگاری با تغییرات و همکاری تیمی تأکید دارند.
در روش چابک، بازخورد مستمر خیلی مهم است. در هر مرحله، تیم با چالشهاِیی روبهرو شده و آنها را حل میکند. همچنین ذینفعان هم میتوانند نظرات خود را به طور مداوم ارائه دهند. گرچه این روش برای توسعه نرمافزار ایجاد شده، اما امروزه در هر نوع پروژهای، حتی برای مدیریت کل سازمانها هم کاربرد دارد.
برای اینکه این مدل را بیشتر درک کنید، بیایید یک مثال را بررسی کنیم؛ تصور کنید میخواهید کیک بپزید. به جای اینکه کل دستورالعمل را یکجا اجرا کنید، میتوانید مواد لازم و مراحل پخت را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید. بعد از هر بخش، طعم کیک را بچشید و در صورت نیاز، دستور پخت را برای بخشهای بعدی اصلاح کنید. این روش چابک به شما کمک میکند تا کیک را با سلیقه خودتان و به بهترین نحو ممکن بپزید.
متدولوژیهای چابک روی ۶ مرحله زیر استوار است:
شناسایی نیازمندیها
طراحی
توسعه
تست
استقرار
مرور
۴ ارزش مهم در متدولوژی چابک
مانیفست چابک در سال ۲۰۰۱ چهار اصل زیر را برای متدولوژی چابکی معرفی کرد:
افراد و تعاملات فراتر از فرآیندها و ابزارها: در روش چابک، اولویت با افراد و کار تیمی است، نه با قوانین سختگیرانه و ابزارهای غیرمنعطف. ارتباط مؤثر و همکاری باعث پیشرفت پروژه میشود.
نرمافزار کاربردی بهجای مستندات مفصل: تمرکز بر نوشتن کد قابل استفاده و دریافت بازخوردهای سریع است، نه مستندات طولانی. تاکید روی عملکرد مفید و بهبود مستمر است.
همکاری با مشتری به جای مذاکره بر سر قرارداد: مشتریان شرکای مهمی در فرایند چابک هستند. با جلب رضایت آنها و توجه به نیازهایشان، ارزش محصول بیشتر میشود. اعتمادسازی و انعطافپذیری در مواجهه با تغییرات ضروری است.
پاسخگویی به تغییر به جای پیروی کورکورانه از برنامه: توانایی پاسخ صحیح به تغییرات مهمتر از پیرویی کورکورانه از برنامههای قبلی است.
۱۲ اصل تفکر چابک
برای استفاده از چابکی، ابتدا باید بدانید ۱۲ اصول متدولوژی چابک چیست. این ۱۲ اصل عبارتند از:
رضایت مشتری با تحویل مستمر و بهبود مداوم: دریافت بهروزرسانیهای جدید، منجر به رضایت بیشتر مشتری میشود.
استقبال از تغییرات حتی در مراحل پایانی: انعطافپذیری، قلب تپندهی متدولوژی های چابک است. خشک بودن و مقاومت در برابر تغییر در چابکی بیفایده است.
تحویل مکرر ارزش: ارائه ارزش پیوسته به مشتریان، احتمال از دست دادن آنها را کاهش میدهد.
شکستن حصار پروژهها: همکاری کلید چابکی است. در این روش، افراد باید از حصارهای تیمهای مجزا خود بیرون بیایند و با هم کار کنند.
ساخت پروژهها با افراد باانگیزه: چابک در تیمهای متعهد و فعال که برای رسیدن به هدف تلاش میکنند، بهترین عملکرد را دارد.
ارتباط رودررو، مؤثرترین روش: اگر تیم شما پراکنده است، برای دورهم جمع شدن و برقراری ارتباط چهرهبهچهره (تماس تصویری) وقت بگذارید.
نرمافزار کاربردی، معیار اصلی پیشرفت: مهمترین هدف تیمها در انواع متدولوژی چابک، محصول نهایی است. اولویت بر نرمافزار کارآمد است، نه کاغذبازیهای اضافی.
حفظ سرعت کاری پایدار: برخی کارها در متدولوژی توسعه چابک، سریع انجام میشوند، اما این سرعت نباید باعث فرسودگی تیم شود. حفظ پایداری در طول پروژه ضروری است.
کار خوب مستمر، چابکی را افزایش میدهد: نوشتن کد عالی در یک دوره کاری، زمینهای برای موفقیت دوره بعدی است. کار خوب و مداوم، سرعت را در آینده تقویت میکند.
سادگی، اصل مهم: گاهی سادهترین راهحل، بهترین است. متدولوژی Agileبهدنبال پیچیده کردن نیست، بلکه با رویکردی ساده به مشکلات حل مییابد.
ارزشآفرینی بیشتر با تیمهای خودگردان: تیمهای فعال و پیشقدم، داراییهای ارزشمند شرکت هستند که برای خلق ارزش تلاش میکنند.
بازنگری و تنظیم مستمر برای بهبود اثربخشی: جلسات مرور گذشته، از عادتهای رایج در متدولوژی چابک هستند. این جلسات، فرصتی برای بررسی عملکرد و تنظیم رفتارها برای آیندهاند.
حالا که فهمیدیم ۱۲ ستون اصلی متدولوژی های چابک چیست، وقت آن است که در بخش بعدی کمی هم به مزایا و معایب آن بپردازیم.
مزایا و چالشهای استفاده از متدولوژی چابک
اگر میخواهید روی آموزش متدولوژی چابک وقت بگذارید و آن را در سازمانتان پیادهسازی کنید، ابتدا باید با مزایا و معایب آن آشنایی داشته باشید تا تصمیم درستی بگیرید.
مزایا متدولوژی چابک
روش چابک به دلیل انعطافپذیری، سازگاری با تغییرات و تشویق بازخورد مشتری، یکی از محبوبترین رویکردها در مدیریت پروژه است. بسیاری از تیمها به دلایل زیر روش چابک را انتخاب میکنند:
پیشرفت سریع: با کاهش موثر زمان اتمام مراحل مختلف یک پروژه، تیمها میتوانند در طول فرآیند بازخورد را بهصورت لحظهای دریافت کنند و نمونههای اولیه یا نسخههای آزمایشی تولید کنند.
همراستایی با مشتری و ذینفعان: با تمرکز بر نگرانیهای مشتری و بازخورد ذینفعان، تیم چابک به خوبی آماده تولید نتایجی است که آنها را راضی کند.
بهبود مستمر: به عنوان یک رویکرد تکرارشونده، مدیریت پروژه چابک به تیمها اجازه میدهد تا با کار مداوم به بهترین نتیجه برسند.
کاهش ریسک: با کار در فازهای کوچکتر، احتمال شکست پروژه به حداقل میرسد.
ارتقای روحیه تیمی: همکاری و مشارکت همه اعضای تیم منجر به افزایش انرژی و انگیزه میشود.
شفافیت بیشتر: روند پیشرفت پروژه برای همه اعضا و ذینفعان قابل مشاهده است.
سازگاری با تغییرات غیرمنتظره: امکان اصلاح مسیر و انطباق با شرایط جدید، راحتتر است.
چالشهای متدولوژی چابک
استفاده از متدولوژی چابک بدون چالش نیست و ممکن است با موارد زیر هم روبهرو شوید:
مقاومت سازمان در مقابل تغییر: همیشه مواجه با تغییر کار آسانی نیست و ممکن است افراد سازمان در مقابلش مقاومت کنند. اگر میخواهید بیشتر در این مورد بدانید، مقاله()مطالعه کنید.
آموزش ناکافی متدولوژی چابک: اگر افراد سازمان از پایه و درست آموزشهای مربوطه را نبینند، در ادامه برای پیادهسازی دچار مشکل میشوید.
مشارکت رهبری: متدولوژی Agile نیاز به رهبری قویی دارد، که از این روش حمایت و در امور مربوطه دخالت میکند.
دانش سازمانی کم در مورد متدولوژی چابک: کمبود متخصصان چابک در سازمان و عدم وجود فرهنگ یادگیری و اشتراک دانش میتواند پیاده سازی را با مشکل روبهرو کند.
مقایسه متدولوژی چابک یا روشهای سنتی؛ کدام برنده است؟
قبل از اینکه روشهای چابک پا به میدان بگذارند، مدل آبشاری بیشتر در صنعت استفاده میشد. از آنجایی که تغییرات در دنیای کامپیوتر بسیار سریع بود روشهای چابک اختراع شدند.
در روش سنتی آبشاری، تیمها یک توالی خطی را دنبال میکنند: جمعآوری نیازمندیها، طراحی، ساخت، آزمایش و تحویل. آنها موظف هستند قبل از رفتن به مرحله بعدی، یک مرحله را بهطور کامل تکمیل کنند. پس از اتمام مرحله، اعمال تغییرات سخت و ارتباط با مشتری محدود است. درنتیجه، رویکرد آبشاری برای پروژههایی با دستورالعملهای ثابت و تغییرات کم مناسب است مثل ساخت اتومبیل.
در مقایسه، متدولوژیهای چابک ماهیت سیالتری دارند. به هر چارچوب اجایل که نگاه کنید متوجه انعطافپذیری آن میشوید. پروژههای چابک به فازهای مختلف تقسیم میشوند و با نیازهای متغیر مشکلی ندارند. آنها با استفاده از تکرارها و تلاشهای افزایشی، همکاری و بازخورد مشتری را در خود جای میدهند و منجر به بهبود مستمر میشوند.
البته روشهای آبشاری منسوخشده نیستند و کاربردهای خاص خودشان را دارند. برای مثال اگر قصد ساخت خانهای ۵ طبقه را دارید، نمیشود ابتدا بهاندازه ۲ طبقه اسکلت ساختمان را بزنید، آن را کامل بسازید و بعد به سراغ طبقات بالاتر بروید(چابک) بلکه باید مراحل را بهصورت کامل و پشتسرهم (آبشاری)جلو برود.
انواع متدولوژی های چابک
انواع مختلفی از متدولوژی Agile وجود دارد که در ادامه ۴ مورد از آنها را بررسی میکنیم:
اسکرام
متدولوژی چابک اسکرام یکی از پرطرفدارترین روشهای چابک است. این روش روی چرخههای کوتاه مدت و تکرارشونده که اصطلاحا به آنها اسپرینت میگویند، استوار است.
در هر اسپرینت تیم روی وظایف مشخصی کار میکند و در آخر دوره (معمولا دو هفته)، نتایج کار را به ذینفعان اعلام میکنند. این مدت زمان هر وظیفه را تخمین میزند و در یک چارت ثبت (Burndown chart) میکند که به برنامهریزی کمک زیادی میکند.
کریستال
متدولوژی کریستال چابک یکی دیگر از روشهای پیادهسازی اجایل است که بجای تمرکز روی فرایند و ابزارها، توجهاش را روی افراد میگذارد. که این یکی از ارزشهای اصلی چابکی هم هست. از نظر این متدولوژی هرچه تعداد افراد در تیم بیشتر باشد، همکاری بین آنها سختتر میشود؛ پس تیمهارا را بر اساس تعدادشان به گروههای مختلفی تقسیم میکند.
این روش به افراد برای پیشبرد پروژه آزادیهای زیادی میدهد و انعطافپذیری بالایی دارد.
کانبان
کانبان یک روش تصویری برای پیاده سازی Agile است. تصور کنید که کل کارهایتان را روی برگههای کوچک رنگی نوشتهاید (بکلاگ پروژه) و آنها را روی یک تخته در ستونهای مختلف جابهجا میکنید تا بدانید در چه وضعیتی هستند. با این روش میتوانید گرههای کار را زود بفهمید و پیشرفت را سریعتر کنید. این روش درواقع کانبان است.
تفاوت این روش با اسکرام هم در زمانبندی است. در کانبان ما با زمان سروکار ندارم و پشت سرهم همه چیز را پیش میبریم، اما در اسکرام هر وظیفهای زمان مخصوص به خودش را دارد.
XP
برنامهسازی مفرط (Extreme programming) که به آن XP هم گفته میشود، یکی دیگر از متدهای توسعه چابک است. این روش روی کیفیت بالا، انعطافپذیری و پاسخگویی به نیازهای در حال تغییر مشتریها تمرکز میکند. XP از اصول و ارزشهایی مثل سادگی، ارتباط، بازخورد، شجاعت و احترام پیروی میکند.
چطور پروژههایمان را چابک کنیم؟
اگر فکر میکنید متدولوژیهای چابک برای پروژههای شما مفید است و بهدنبال راهی هستید که آنها را به سیستم وارد کنید، با ۵ گام زیر همراه باشید:
گام اول: چارچوب چابک مناسبی انتخاب کنید
اولین قدم انتخاب چارچوب چابک مناسب برای تیم شماست. بعضی از محبوبترین گزینهها را در بخش قبل به شما معرفی کردیم، حالا باتوجه به نیازهای تیمتان بهترین را انتخاب کنید.
هنگام انتخاب چارچوب چابک، به اندازه تیم، نیازهای خاص پروژه و سطح تجربه تیم با روشهای مختلف توجه کنید. هرچه اطلاعات عمیقتری در مورد تیم و پروژههایی که بهطور منظم انجام میدهید، داشته باشید، انتخاب چارچوب برایتان آسانتر خواهد بود.
گام دوم: تیم چابک خود را تشکیل دهید
تیم چابک با تیم معمولی متفاوت است. هر کدام از روشهای چابک را که انتخاب کرید، تیم خوب لازمه موفقیت است. تیم شما باید با نقشها و مسئولیتهایشان آشنا باشند و از همه مهمتر فرهنگ همکاری داشته باشند.
برخی از مسئولیتهای تیم چابک عبارتند از:
خودسازماندهی: یکی از ارکان اصلی تیم چابک، توانایی خودسازماندهی است. در مدیریت پروژه چابک، تأکید بر این است که اعضای تیم آستینهایشان را بالا بزنند و بهدنبال راهی باشند که بالاترین بازدهی را داشته باشد.
همکاری متقابل: روش چابک همکاری متقابل بین بخشهای مختلف را میطلبد. تیمهای چابک باید اطلاعات را بین بخشهای مختلف پروژه انتقال دهند و قادر به همکاری اثربخش با تعداد زیادی از همکارانشان باشند.
برنامهریزی تکرارشونده: برنامهریزی تکرارشونده که خاص مدیریت پروژه چابک است، مستلزم این است که اعضای تیم دامنه هر اسپرینت را بر اساس بکلاگ (Backlog) مشخص کنند.
حالا که یکی از روشهای چابک را انتخاب کردید و تیم حرفهای خود را جمعآوری کردید، نوبت به برنامهریزی پروژه میرسد. برنامهریزی دقیق یکی از اجزای کلیدی موفقیت مدیریت پروژه چابک است.
از همان ابتدا، باید زمانی را به تعریف دقیق اهداف و مرزهای پروژه خود اختصاص دهید. این کار از عقبافتادگیهای غیرمنتظره جلوگیری میکند و به شما امکان میدهد هر بخش از پروژه را به قسمتهای کوچکتری تقسیم کنید.
همچنین تهیه یک Backlog مفید است، بکلاگ درواقع تمام کارهایی است که باید تا پایان پروژه انجام دهید. بکلاگ به شما امکان میدهد الویتبندی درستی انجام دهید تا همه اعضای تیم بدانند روی چه چیزی باید تمرکز کنند.
گام چهارم: انتظارات ذینفعان را مدیریت کنید
قبل از شروع پروژه، حتما با ذینفع کلیدی تماس بگیرید تا مطمئن شوید بازخورد آنها را لحاظ کردهاید. بسته به سطح مشارکت آنها، ذینفعان پروژه شما ممکن است بخواهند در طول فرآیند در جریان کار قرار بگیرند یا حداقل بهطور منظم بهروز شوند. این ارتباطات به شما کمک میکند که مطمئن شوید پروژه در راستای رضایت ذینفعان پیش میرود.
گام پنجم: پیشرفت را بسنجید
یکی از مهمترین قسمتهای پیادهسازی متدولوژی چابک، سنجیدن پیشرفت و موفقیت است. باتوجه به این که مدیریت چابک بر پایه چرخههای کوتاه تکرار شونده است، باید حواستان باشد که یک اشتباه را چند بار تکرار نکنید یا تصمیمی درست را بارها انجام دهید.
راههای مختلفی برای ردیابی موثر پیشرفت و سنجش موفقیت در پروژههای چابک وجود دارد:
جلسههای روزانه: جلسات کوتاه برای بحث در مورد موانع و یافتن راه حل
بررسی روند کار بعد از هر چرخه: جلساتی برای ارائه کار و بررسی یک چرخه کامل
چطور به بهترین شکل متدولوژی چابک را یاد بگیریم؟
حالا که با مفهوم چابکی آشنا شدید باید قبل از اینکه وارد فاز اجرا شوید آن را خوب یاد بگیرید. همانطور که قبلا گفته بودیم یکی از چالشهای بزرگ در این روش، آموزش ناکافی است. پس باید برای آموزش خود وقت و انرژی بگذارید. البته این موضوع به همینجا ختم نمیشود و مربی که انتخاب میکنید هم نقش پررنگی در رفع این چالش و یادگیری هرچه بهتر این علم دارد.
پس اگر میخواهید بهصورت کامل و عمیق با متودولوژیهای چابک آشنا شوید و به درک عمیق برسید پیشنهاد ما به شما دوره آموزشی مبانی چابک است. در این دوره با مفهوم مدیریت پروژه و مدیریت پروژه چابک و ارزشها و اصول چابکی آشنا شده و میتوانید روشهای سنتی را با چابک مقایسه تا بهترین روش برای هر کسبوکار را انتخاب کنید.