هوش مصنوعی به یکی از تاثیرگذارترین فناوریها تبدیل شده و در زمینههای بسیار متنوعی به خدمت بشر درآمده است. شبکه عصبی محور این فناوری محسوب میشود. درواقع شبکه عصبی یک مدل محاسباتی بهحساب میآید که با الهام از سیستم مغز انسان توسعه یافته است و با یادگیری الگوها و روابط بین دادههای ورودی، آنها را در چند لایه با آزمونوخطا پردازش و آنالیز میکند. شبکههای عصبی میتوانند الگوهای پیچیده را یاد بگیرند و روابط غیرخطی دادهها را استخراج کنند. بهعلاوه این مدلهای انعطافپذیری زیادی دارند و با یک معماری ثابت در حوزههای متنوعی بهکار گرفته میشوند. این شبکه میتواند به پردازش چهره افراد، توصیه محصول در پلتفرمهای فروش یا تشخیص بیماری در تصویربرداریهای پزشکی کمک کند. در ادامه مطلب از بلاگ آکادمی همراه اول یاد میگیریم که شبکه عصبی چیست با ساختار، نحوه کار و کاربردهای شبکههای عصبی بیشتر آشنا میشویم.
شبکه عصبی چیست؟
شبکه عصبی یک مدل یادگیری ماشین است که با کنار هم قرار دادن نورونهای ساده در چندین لایه، و با یاد گرفتن وزنها و بایاسهایی (bias) که الگوها را تشخیص میدهند، ورودیها را به خروجیها تبدیل میکند.

تعریف Neural Network به زبان ساده
شبکههای عصبی مصنوعی (Artificial Neural Networks – ANNs) سیستمهای محاسباتی هستند که برای شبیهسازی نحوه پردازش اطلاعات در مغز انسان طراحی شدهاند. همانطور که مغز از نورونها برای پردازش دادهها و تصمیمگیری استفاده میکند، شبکههای عصبی مصنوعی نیز از نورونهای مصنوعی بهره میگیرند تا دادهها را تحلیل و الگوها را شناسایی کنند و پیشبینیهایی انجام دهند.
این شبکهها از چندین لایه از نورونهای بههممتصل تشکیل شدهاند که بهصورت هماهنگ با یکدیگر کار میکنند تا مسائل پیچیده را حل کنند. ایدهی اصلی در شبکههای عصبی مصنوعی این است که آنها میتوانند از دادههایی که پردازش میکنند «یاد بگیرند»، همانگونه که مغز انسان از تجربه میآموزد.
چرا به آن «شبکه عصبی» گفته میشود؟
از آنجا که این مدلهای محاسباتی عملکردی شبیه مغز انسان دارند و از اجزای مشابهی تشکیل شدهاند به آنها شبکه عصبی گفته میشود.

تفاوت شبکه عصبی طبیعی و مصنوعی
شبکههای عصبی مصنوعی و زیستی هر دو سیستمهایی برای پردازش اطلاعات هستند که از نورونهای بههمپیوسته تشکیل شدهاند. شبکههای عصبی مصنوعی از ساختار مغز انسان الهام گرفتهاند، اما از نظر ساختار، شیوه یادگیری و میزان سازگاری با شبکههای عصبی زیستی تفاوتهای قابل توجهی دارند. تفاوت این شبکه در جدول زیر آمده است.
| پارامتر | شبکه عصبی مصنوعی | شبکه عصبی طبیعی |
| ساختار | ساختار لایهای | ساختار شبکهای |
| یادگیری | یادگیری بهوسیله الگوریتمها و تغییر الگوریتم با وزن | یادگیری بهوسیلع تجربه و تغییر در سیناپسها |
| پردازش داده | نیاز به دادههای سازماندهیشده و برچسبدار | توانایی پردازش دادههای نویزدار و غیرسازمانیافته |
| فرایند پردازش | دیجیتال، سریع و بر پایه محاسبات | الکتروشیمیایی، آهستهترو بهصورت موازی |
| سازگاری | بعد از آموزش کم | سازگاری متناوب و خودآموز |
شبکه عصبی چگونه کار میکند؟
میتوان شبکههای عصبی را با یک مثال ساده مانند تشخیص اسپم در ایمیل درک کرد. یک ایمیل وارد شبکه میشود و ویژگیهایی مانند کلمات یا عباراتی مثل «جایزه»، «پول» یا «برنده شدن» بهعنوان ورودی استفاده میشوند.
نورونهای اولیه اهمیت هر سیگنال را پردازش، لایههای بعدی این اطلاعات را ترکیب و به نشانههای سطح بالاتر مانند زمینه و لحن متن تبدیل میکنند.
در نهایت، لایه خروجی احتمال اسپم بودن ایمیل را محاسبه خواهد کرد و اگر این احتمال کافی بالا باشد، ایمیل بهعنوان اسپم علامتگذاری میشود. این شبکه با واحدهایی نورون در چند لایه و با بهرهگیری از مفاهیم وزن و بایاس کار میکند. در ادامه لایهها، وزن، بایاس و نحوه یادگیری را بیشتر توضیح میدهیم.
نورون مصنوعی چیست؟
نورونهای مصنوعی واحدهای محاسباتی بنیادی هستند که شبکههای عصبی مصنوعی را تشکیل میدهند. نورون، ابتداییترین جزء سازنده یک شبکه عصبی مصنوعی محسوب میشود که با الهام از نحوه عملکرد نورونهای مغز انسان طراحی شده است.
هر نورون دادههای ورودی را دریافت میکند، به آنها وزنهای مشخصی اختصاص میدهد و سپس با استفاده از یک تابع فعالسازی، خروجی مناسب را تولید میکند. نورونهای مصنوعی با انجام عملیات ریاضی ساده، بهصورت جمعی و هماهنگ برای حل مسائل پیچیده همکاری میکنند. هر نورون عصبی از یک ورودی (x)، وزنها (w)، تابع فعالسازی و خروجی (y) تشکیل شده است.
لایه ورودی، لایه پنهان و لایه خروجی
هر شبکه عصبی از سه نوع لایه ورودی، پنهان و خروجی تشکیل شده است.
- لایه ورودی: این لایه شامل ویژگیها یا دادههای خام ورودی است و اطلاعات اولیه را به شبکه وارد میکند. برای مثال پر یک مدل پیشبینی قیمت خانه لایه ورودی میتواند نورونهایی برای اندازه خانه، فاصله از سیستمهای حمل و نقل عمومی و فروشگاههای موادغذایی داشته باشد.
- لایههای پنهان: این لایهها از نورونهای مصنوعی تشکیل شدهاند که دادههای ورودی را به خروجیها و ویژگیهای جدید تبدیل میکنند. از نظر ریاضی، هر لایه پنهان ورودیهای دریافتی را در وزنهای متناظرشان ضرب و سپس مقدار بایاس را به آنها اضافه میکند. خروجی حاصل به لایه بعدی منتقل میشود و این فرایند تا رسیدن به لایه خروجی ادامه مییابد. در این مرحله، تبدیل خطی بین ورودیها و خروجیها انجام میشود.
- لایه خروجی: پس از انجام تبدیل خطی در لایههای پنهان، یک تابع فعالسازی غیرخطی روی خروجی اعمال میشود تا پیشبینی نهایی تولید شود. این خروجی میتواند یک مقدار عددی در مسائل رگرسیون یا یک توزیع احتمال برای کلاسهای مختلف در مسائل طبقهبندی باشد.
شبکه عصبی چگونه یاد میگیرد؟
در مرحلهی آموزش، دادهها به شبکه ارائه میشوند، شبکه بر اساس دانش فعلی خود (وزنها و بایاسها) یک پیشبینی انجام میدهد و سپس میزان دقت این پیشبینی را ارزیابی میکند. پس از انجام پیشبینی، تابع شکست محاسبه میکند که پیشبینی شبکه تا چه اندازه با نتیجهی واقعی فاصله دارد. هدف اصلی آموزش این است که خطا به حداقل برسد.
مفهوم وزنها و بایاس به زبان ساده
وزنها اعداد حقیقی میزان تأثیر یا اهمیت هر ورودی را مشخص میکنند. هرچه وزن یک ورودی بزرگتر باشد، آن ورودی تأثیر بیشتری بر خروجی نورون خواهد داشت.
بایاس این امکان را فراهم میکند که با افزودن یک مقدار ثابت به ورودی، تابع فعالسازی جابهجا یا تنظیم شود. به بیان دیگر، بایاس در شبکههای عصبی نقشی مشابه عرض از مبدأ (ثابت) در یک تابع خطی دارد.
همانطور که افزودن یک عدد ثابت به معادله یک خط باعث جابهجایی آن میشود، بایاس نیز موقعیت تابع فعالسازی را تغییر میدهد. وجود بایاس باعث میشود تابع فعالسازی به اندازهای ثابت، جابهجا شود. این قابلیت به شبکه عصبی کمک میکند تا الگوهای پیچیدهتر را یاد بگیرد و انعطاف بیشتری در مدلسازی دادهها داشته باشد.
شبکه عصبی چه تفاوتی با یادگیری ماشین و یادگیری عمیق دارد؟
یادگیری عمیق (Deep Learning) نوعی یادگیری ماشین (Machine Learning) است و یادگیری ماشین نیز یکی از شاخههای هوش مصنوعی محسوب میشود. اما این سه حوزه دقیقاً چگونه در کنار هم قرار میگیرند؟ برای پیدا کردن پاسخ ادامه مطلب شبکه عصبی چیست را بخوانید.
Machine Learning چیست؟
یادگیری ماشین یکی از زیرشاخههای هوش مصنوعی است که از الگوریتمهایی استفاده میکند که بر روی مجموعهای از دادهها آموزش دیدهاند. این الگوریتمها مدلهای خودآموزی را ایجاد میکنند که قادرند وظایفی مانند دستهبندی تصاویر، تحلیل دادهها یا پیشبینی نوسانات قیمت را بدون دخالت مستقیم انسان انجام دهند. این وظایف پیشتر تنها توسط انسان امکانپذیر بود.
Deep Learning چیست؟
یادگیری عمیق به شبکههای عصبیای گفته میشود که بیشتر از سه لایه داشته باشند. هرچه تعداد لایههای پنهان بیشتر باشد، شبکه توانایی بیشتری در یادگیری ویژگیهای پیچیده و استخراج الگوهای عمیق از دادهها خواهد داشت؛ به همین دلیل مدلهای یادگیری عمیق در حوزههایی مانند تشخیص تصویر، پردازش زبان طبیعی، تشخیص گفتار و سیستمهای هوشمند عملکرد بسیار موفقی دارند.
مقایسه Neural Network، Machine Learning و Deep Learning
سادهترین راه برای درک هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، یادگیری عمیق و شبکههای عصبی این است که آنها را بهصورت مجموعهای از سیستمهای هوش مصنوعی از بزرگ به کوچک در نظر بگیریم، بهطوری که هر کدام شامل مورد بعدی خود باشند.
هوش مصنوعی یک سیستم کلی و جامع است. یادگیری ماشین زیرمجموعهای از هوش مصنوعی محسوب میشود. یادگیری عمیق نیز شاخهای از یادگیری ماشین است و شبکههای عصبی، ستون اصلی الگوریتمهای یادگیری عمیق را تشکیل میدهند. تعداد لایهها است که یک شبکه عصبی معمولی را از یک الگوریتم یادگیری عمیق متمایز میکند.
اجزای اصلی شبکه عصبی چیست؟
هر شبکه عصبی مصنوعی از اجزایی تشکیل شده است که شناخت آنها به درک عمیق عملکرد این سیستم کمک زیادی میکند. این اجزا شامل نورونها، وزنها، تابع فعالسازی، تابع هزینه و تابع پس انتشار خطا میشود که در ادامه مطلب شبکه عصبی چیست آنها را توضیح میدهیم.
نورونها (Neurons)
نورونها نقشی حیاتی در عملکرد یک شبکه عصبی ایفا میکنند و تشکیلدهنده تمامی لایهها، (ورودی، خروجی و پنهان) هستند. تمام نورونها به جز نورونهای لایه ورودی، پارامتر بایاس دارند که شبکه عصبی در طول فرآیند آموزش، آن را یاد میگیرد و تنظیم میکند.
این مقادیر بایاس معمولاً با اعداد تصادفی مقداردهی اولیه میشوند و شبکه عصبی آنها را به گونهای اصلاح میکند که اختلاف میان خروجی محاسبهشده و خروجی واقعی به حداقل برسد. در واقع هر نورون یک واحد پردازشگر کوچک است که داده ورودی را دریافت میکند، محاسبات ریاضی روی آن انجام میدهد و داده خروجی را تحویل میدهد.
وزنها (Weights)
وزنهای شبکه عصبی مقادیر عددی هستند که به شبکه کمک میکنند با تعیین اهمیت عوامل و دادههای ورودی، تصمیمگیری کند. نورونهای شبکه پیش از انتقال دادهها به لایه بعدی، آنها را دستکاری میکنند و از وزنها استفاده میکنند تا بر اتصالات مهمتر، تأکید بیشتری کنند.
تابع فعالسازی (Activation Function)
در شبکههای عصبی برای نورونهای هر لایه، توابع فعالسازی تعریف میشوند و تمام نورونهای یک لایه از تابع فعالسازی یکسان پیروی میکنند.
همانطور که در بخش قبلی توضیح دادیم، نورونهای هر لایه، ورودی خود را از لایه قبلی دریافت میکنند که در مقادیر وزن ضرب شده است. توابع فعالسازی بر اساس رابطه بین ورودی وزندهی شده و خروجی نورون به دو دسته خطی و غیرخطی میشوند.
توابع فعالسازی خطی
تابع فعالسازی خطی برای انتقال مستقیم ورودیِ وزندهیشده به خروجی، بدون هیچگونه تبدیل اضافی، استفاده میشود. این تابع تضمین میکند که رابطه بین ورودیِ وزندهیشده و خروجی نورون، یک رابطه خطی باشد. این نوع تابع فعالسازی معمولاً در لایه خروجی شبکههای عصبی به کار میرود.
توابع فعالسازی غیرخطی
توابع فعالسازی غیرخطی، توابعی ریاضی هستند که ورودیهای وزندهیشده دریافتی را به گونهای تبدیل میکنند که رابطهای غیرخطی بین ورودی و خروجی ایجاد شود. این توابع به نورونها کمک میکنند الگوهای پیچیده موجود در دادهها را استخراج و شناسایی کنند و به همین دلیل عمدتاً در لایههای پنهان شبکههای عصبی به کار میروند. از جمله توابع فعالسازی غیرخطی پرکاربرد میتوان به Sigmoid، ReLUو Softmax اشاره کرد.
تابع شکست یا هزینه (Loss/cost Function)
از تابع شکست برای ارزیابی عملکرد مدل استفاده میشود. این تابع با محاسبه میزان اختلاف بین پیشبینیهای مدل و مقادیر صحیح، میزان خطای مدل را اندازه میگیرد. هرچه پیشبینیهای مدل دقیقتر باشند، مقدار شکست کمتر خواهد بود؛ و هرچه پیشبینیها نادرستتر باشند، مقدار شکست بیشتر میشود.
در طول فرآیند آموزش، مدل پارامترهای خود را طوری تنظیم میکند که مقدار شکست کاهش یابد. در نتیجه بهتدریج «یاد میگیرد» پیشبینیهای بهتری انجام دهد. زمانی میتوان گفت یک مدل به اندازه کافی آموزش دیده است که مقدار شکست آن به کمتر از یک آستانه از پیش تعیینشده برسد.
پسانتشار خطا (Backpropagation)
پسانتشار خطا نقش بسیار مهمی در بهینهسازی شبکههای عصبی مصنوعی دارد. این روش، راهکاری هوشمندانه برای محاسبه چگونگی تاثیر تغییر در هر یک از وزنها یا بایاسهای شبکه عصبی بر دقت پیشبینیهای مدل است. به همین دلیل، پسانتشار یکی از اجزای ضروری در آموزش شبکههای عصبی با استفاده از یادگیری نظارتشده، یادگیری نیمهنظارتی و یادگیری خودنظارتی به شمار میآید.
پسانتشار لایههای نورونی در یک شبکه عصبی مصنوعی را به صورت مجموعهای از توابع ریاضی تودرتو در نظر میگیرد. از آنجا که کل شبکه را میتوان بهصورت زنجیرهای از توابع ریاضی در نظر گرفت، میتوان از قاعده زنجیرهای در حساب دیفرانسیل و انتگرال استفاده کرد تا مشخص شود هر نورون تا چه اندازه در ایجاد خطای نهایی نقش دارد.
به کمک این روش میتوان تأثیر تغییر هر متغیر (هر وزن یا بایاس)، را بر مقدار خطای کلی شبکه محاسبه کرد.از دیدگاه ریاضی، پسانتشار از خروجی شبکه به سمت ورودی حرکت میکند و به شکلی کارآمد گرادیان تابع شکست را محاسبه میکند.
انواع شبکههای عصبی مصنوعی چیست؟
شبکههای عصبی گوناگونی وجود دارند که هرکدام ساختار و عملکرد منحصربهفردی دارند. در ادامه مطلب شبکه عصبی چیست پنج مورد از پرکاربردترین شبکههای عصبی در فناوری امروز را معرفی میکنیم.
پرسپترون (Perceptron)
پرسپترونهای چندلایه نوعی شبکهی عصبی هستند که توانایی یادگیری رابطه بین دادههای خطی و غیرخطی را دارند. با استفاده از پسانتشار خطا، این شبکهها میتوانند میزان خطا را کاهش دهند. از کاربردهای پرسپترونهای چندلایه میتوان به تشخیص چهره و بینایی ماشین اشاره کرد.
شبکه عصبی پیشخور (Feedforward Neural Network)
شبکه عصبی پیشخور یکی از سادهترین انواع شبکههای عصبی مصنوعی است. در این نوع شبکه، اطلاعات فقط در یک جهت و به سمت جلو جریان دارد؛ یعنی از لایهی ورودی، از طریق چندین لایهی پنهان عبور میکند و در نهایت به لایهی خروجی میرسد.
نورونها در این شبکه با وزنها به یکدیگر متصل هستند و این وزنها ارتباطات وزندهیشدهای (احتمالاتی) بین ورودی و خروجی ایجاد میکنند.
شبکه عصبی کانولوشنی (CNN)
شبکههای عصبی کانولوشنی قادرند تصاویر را دریافت، اشیای موجود در یک تصویر را شناسایی و آنها را از یکدیگر تفکیک کنند. ساختار یک CNN از سه لایهی اصلی تشکیل شده است.
نخست، لایهی کانولوشن (Convolutional) قرار دارد که بیشترین میزان محاسبات در آن انجام میشود. دوم، لایهی پولینگ (Pooling) است که در آن تعداد پارامترهای ورودی کاهش مییابد. در نهایت، لایهی کاملاً متصل قرار دارد که ویژگیهای استخراجشده از لایههای قبلی را طبقهبندی میکند.
شبکه عصبی بازگشتی (RNN)
شبکههای عصبی بازگشتی در کاربردهایی مانند ترجمهی زبان، تشخیص گفتار، پردازش زبان طبیعی و توصیف تصویر به کار میروند. از نمونههای محصولاتی که از RNNها استفاده میکنند میتوان به فناوریهای خانههای هوشمند و قابلیتهای فرمان صوتی در تلفنهای همراه اشاره کرد.
حلقههای بازخورد در ساختار RNNها کمک میکنند اطلاعات بهگونهای ذخیره شوند که عملکردی مشابه حافظهی انسان داشته باشد و ماندگاری و حفظ اطلاعات را فراهم میکنند.
ترنسفورمرها (Transformers)
ترنسفورمرها معماری مدرنی از شبکههای عصبی هستند که در بسیاری از وظایف مربوط به دادههای ترتیبی، جایگزین شبکههای عصبی بازگشتی شدهاند. این مدلها از مکانیزم توجه استفاده میکنند تا وابستگیها را در پردازش زبان طبیعی (NLP) شناسایی کنند و مدلهای پیشرفتهای مانند GPT را قدرت میبخشند.

شبکه عصبی در عمل چگونه آموزش داده میشود؟
شبکههای عصبی با وارد کردن حجم زیادی از داده آموزش داده میشوند. سپس شبکه با تنظیم و تغییر ارتباط بین نورونهای خود، عملکردش را در انجام وظیفه بهبود میدهد. پس از آموزش، شبکههای عصبی میتوانند برای حل طیف گستردهای از مسائل مورد استفاده قرار گیرند.
دادههای آموزشی چیست؟
دادههای آموزشی مجموعهای از نمونهها هستند که برای تنظیم وزنهای ارتباطی بین نورونها در شبکههای عصبی استفاده میشوند. دادههای آموزشی معمولاً شامل جفتهایی از نمونهها هستند (نمونه ورودی، برچسب حقیقت عینی). برچسب عینی، خروجی مورد انتظار نیز نامیده میشود. علاوه بر دادههای آموزشی، آموزش شبکه عصبی به دادههای اعتبارسنجی و تست نیز نیاز دارد.
- دادههای اعتبارسنجی: مجموعهای از نمونهها هستند که برای ارزیابی میزان برازش مدل در حین تنظیم ابرپارامترهای شبکه عصبی استفاده میشوند. این ابرپارامترها شامل مواردی مانند تعداد لایههای پنهان، تعداد نورونها در هر لایه و موارد مشابه هستند.
- دادههای تست: مجموعهای از نمونهها هستند که برای ارزیابی نهایی عملکرد مدل آموزشدیده بر روی دادههای آموزشی به کار میروند.
فرآیند Training
شبکه عصبی در ۵ مرحله آموزش میبیند.
۱. جمعآوری دادهها: اولین مرحله در آموزش یک شبکه عصبی، جمعآوری حجم زیادی از داده است. این دادهها میتوانند شامل تصاویر، متن، صدا یا دادههای حسگرها باشند.
۲. پیشپردازش دادهها: سپس دادهها باید قبل از استفاده برای آموزش شبکه، پیشپردازش شوند. این مرحله ممکن است شامل پاکسازی دادهها و تبدیل آنها به یک قالب استاندارد و یکسان باشد.
۳. انتخاب معماری شبکه: در مرحله بعد، ساختار یا معماری شبکه عصبی انتخاب میشود. این شامل تعداد لایهها، تعداد نورونها در هر لایه و نحوه ارتباط بین نورونها است.
۴. آموزش شبکه: در این مرحله، دادههای پیشپردازششده به شبکه داده میشوند تا آموزش ببیند. شبکه با تنظیم ارتباطات بین نورونهای خود، عملکردش را در انجام وظیفه بهبود میدهد.
۵. ارزیابی و بهبود: پس از آموزش، شبکه با استفاده از یک مجموعه داده تست ارزیابی میشود. این دادهها برای آموزش استفاده نمیشوند و تنها برای سنجش دقت شبکه به کار میروند. اگر عملکرد شبکه در دادههای تست مناسب نباشد، میتوان آن را با دادههای بیشتر یا معماری متفاوت دوباره آموزش داد.
مفهوم Epoch و Iteration
وقتی در حال آموزش یک مدل یادگیری ماشین هستید، معمولاً با اصطلاحاتی مانند ایپاکها (epochs) و تکرارها (iterations) مواجه میشوید. گاهی این اصطلاحات به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما هر کدام به مفهوم متفاوتی اشاره دارند.
در یادگیری ماشین، ایپاک به یک دور کامل عبور از کل مجموعه دادههای آموزشی در طول فرایند یادگیری گفته میشود. در هر ایپاک، مدل تمام نمونههای آموزشی را یکبار پردازش میکند.
حین پردازش دادهها، مدل وزنهای داخلی خود را بهروزرسانی میکند تا عملکرد بهتری داشته باشد. آموزش در چندین ایپاک به مدل کمک میکند تا در طول زمان یاد بگیرد و درک خود از دادهها را بهبود دهد. معمولاً یک مدل پیچیده نمیتواند با یک بار عبور از دادهها تمام الگوها را بهطور کامل یاد بگیرد، بنابراین تکرار این فرایند باعث افزایش تدریجی دقت میشود.
iterations به یک مرحله بهروزرسانی پارامترهای مدل در طول آموزش گفته میشود. هر تکرار زمانی انجام میشود که مدل یک بچ از داده را پردازش کرده و بر اساس خطای آن، وزنها را بهروزرسانی میکند.
بیشبرازش (Overfitting) چیست؟
بیشبرازش یک رفتار نامطلوب در یادگیری ماشین است که زمانی رخ میدهد که مدل روی دادههای آموزشی عملکرد بسیار دقیقی دارد، اما در مواجهه با دادههای جدید عملکرد ضعیفی نشان میدهد. به عبارت دیگر، مدل بهجای یادگیری الگوهای کلی، بیش از حد به جزئیات دادههای آموزشی وابسته میشود.
در فرآیند یادگیری ماشین، داده ابتدا مدل را روی یک مجموعه داده شناختهشده آموزش میدهند. سپس از همان مدل برای پیشبینی روی دادههای جدید استفاده میشود. اما اگر مدل دچار بیشبرازش شده باشد، پیشبینیهای آن روی دادههای جدید دقیق نخواهد بود و نمیتواند بهخوبی روی انواع مختلف دادهها تعمیم پیدا کند.
بیشبرازش به دلیل کم بودن حجم دادههای آموشی، وجود داده نویز، آموزش بیش از حد و پیچیدگی زیاد مدل رخ میدهد.
مهمترین کاربردهای شبکه عصبی چیست؟
شبکههای عصبی تلاش میکنند شیوهی تفکر و پردازش اطلاعات در انسان را شبیهسازی کنند. بنابراین، جای تعجب نیست که این شبکهها از انعطافپذیری و کاربردهای گستردهای برخوردار باشند؛ همانطور که مغز انسان نیز توانایی انجام وظایف متنوعی را دارد. در ادامه مطلب شبکه عصبی چیست نمونههایی از فناوریهایی که شبکههای عصبی در توسعه آنها نقش دارند را ارائه میدهیم.

پردازش تصویر و تشخیص چهره
بینایی ماشین به هوش مصنوعی این امکان را میدهد که تصاویر یا ویدئوها را ببیند، اطلاعات موجود در آنها را پردازش کند و بر اساس آنها درک و تصمیمگیری داشته باشد. با کمک شبکههای عصبی بینایی ماشین نسبت به گذشته سریعتر و دقیقتر عمل میکند؛ زیرا یک شبکه عصبی میتواند بهصورت بلادرنگ از دادهها یاد بگیرد و به آموزش اولیهی کمتری نیاز داشته باشد.
درست همانطور که انسان با استفاده از بینایی خود محیط اطراف را مشاهده میکند و از آن میآموزد، هوش مصنوعی نیز میتواند با کمک بینایی ماشین تصاویر و دادههای بصری را مشاهده، تحلیل و طبقهبندی کند. این قابلیت در طیف گستردهای از کاربردها، از جمله تشخیص چهره، شناسایی اشیا، سیستمهای نظارتی و کنترل کیفیت در صنایع مختلف مورد استفاده قرار میگیرد.
پردازش زبان طبیعی و چتباتها
پردازش زبان طبیعی علاوه بر درک و تفسیر درخواستهای گفتاری، بر فهم و تحلیل متنهای نوشتاری نیز تمرکز میکند. این فناوری به چتباتهای مبتنی بر هوش مصنوعی، امکان میدهد تا با کاربران بهصورت نوشتاری گفتوگو کنند و متون انسانی را درک کرده و به آنها پاسخ دهند.
شبکههای عصبی آموزش سیستمهای عصبی طبیعی را تسریع میکند. در نتیجه، دیگر نیازی نیست تمامی قوانین و الگوهای زبانی بهصورت دستی برنامهنویسی و به الگوریتمها آموزش داده شوند. شبکههای عصبی میتوانند این الگوها را مستقیماً از دادهها یاد بگیرند و عملکرد خود را به مرور زمان بهبود بخشند.
سیستمهای پیشنهاددهنده
سیستمهای پیشنهاددهنده ابزاری مبتنی بر هوش مصنوعی است که بر اساس مواردی که جستوجو کردهاید، خریدهاید، خواندهاید یا تماشا کردهاید، محصولات، خدمات یا محتوای دیگری را به شما پیشنهاد میدهد.

موتورهای توصیهگر با استفاده از شبکههای عصبی، میتوانند درک عمیقتری از رفتار و علایق کاربران به دست آورند و پیشنهادهای هدفمندتر و دقیقتری ارائه دهند که احتمالاً برای کاربران جذاب و مرتبط هستند.
پزشکی و تشخیص بیماری
متخصصان حوزه سلامت میتوانند از شبکههای عصبی برای تحلیل تصاویر پزشکی مانند تصاویر اشعه ایکس یا MRI استفاده کنند. هوش مصنوعی قادر است این تصاویر را در مقایسه با انسان با سرعت بسیار بیشتری بررسی و تحلیل کند. همچنین برخلاف انسان که با محدودیتهایی مانند خستگی و نیاز به استراحت مواجه است، سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند بهصورت مداوم و شبانهروزی تصاویر پزشکی را تحلیل کند.
خودروهای خودران
شبکههای عصبی یکی از فناوریهای اصلی مورد استفاده در خودروهای خودران هستند. این خودروها هنگام حرکت در جاده باید بهطور همزمان تعداد زیادی از عوامل و شرایط متغیر و غیرقابل پیشبینی را تشخیص دهند و پردازش کنند. علاوه بر این، هوش مصنوعی باید بر اساس اطلاعات دریافتی تصمیمهای مناسب و لحظهای اتخاذ کند. شبکههای عصبی با فراهم کردن توانایی پردازش پیچیده و تصمیمگیری هوشمند، امکان عملکرد مؤثر خودروهای خودران را فراهم میکنند.
مزایا و محدودیت های شبکه عصبی چیست؟
اکنون که اصول اولیهی شبکههای عصبی و نحوهی عملکرد آنها را درک کردهایم، میتوانیم مزایا و محدودیتهای شبکههای عصبی را بررسی کنیم.
مزایای Neural Network
در این بخش از مطلب شبکه عصبی چیست ۴ مورد از مزایای شبکه عصبی را توضیح میدهیم.
تحلیل بصری مؤثر
اولین مزیت شبکههای عصبی این است که توانایی تحلیل بصری مؤثر را دارند. از آنجا که شبکههای عصبی مصنوعی شباهت زیادی به شبکه عصبی انسان دارند، میتوانند وظایف و فعالیتهای پیچیدهتری را نسبت به بسیاری از ماشینهای دیگر انجام دهند. این قابلیت شامل تحلیل اطلاعات بصری و دستهبندی آنها در گروههای مختلف است.
پردازش داده های نامنظم
یکی دیگر از بزرگترین مزایای شبکههای عصبی، توانایی آنها در پردازش دادههای نامنظم است. شاید تا به حال فکر کرده باشید که هوش مصنوعی و یادگیری ماشین چگونه دادههای پراکنده و نامرتب را سازماندهی میکنند. پاسخ در توانایی شبکههای عصبی نهفته است.
این شبکهها با پردازش، تفکیک و دستهبندی دادههای نامنظم، میتوانند آنها را ساختارمند کنند. در ترکیب با تحلیل کلانداده، این دادهها میتوانند به الگوهای منظم تبدیل شوند. در گذشته، سازماندهی چنین دادههایی نیازمند زمان زیادی از سوی نیروی انسانی متخصص بود، اما امروزه کامپیوترها میتوانند این کار را در چند دقیقه یا حتی چند ثانیه انجام دهند.
ساختار تطبیق پذیر
سومین مزیت شبکههای عصبی، ساختار تطبیقپذیر آنها است. این یعنی شبکهها میتوانند بسته به هدفی که برای آن استفاده میشوند، ساختار خود را تغییر دهند. ساختار این شبکهها از توسعه قابلیتهای شناختی یک ماشین گرفته تا انجام وظایف پیچیده، قابل تنظیم و تغییر است. این ویژگی برخلاف بسیاری از الگوریتمهای یادگیری ماشین است که ساختار نسبتاً ثابتی دارند.
رابط کاربری ساده و کاربرپسند
آخرین مزیت این است که شبکههای عصبی دارای رابط کاربری ساده و کاربرپسند هستند. شبکههای عصبی بهگونهای طراحی شدهاند که پیچیدگی زیادی در استفاده ندارند و بهراحتی قابل آموزش هستند.
چالش ها و محدودیت ها
با اینکه مزایای شبکههای عصبی بیشتر از معایب آنها است، اما همچنان مهم است که این معایب را در نظر بگیریم و آنها را بهدقت بررسی کنیم. در ادامه شناختهشدهترین معایب شبکههای عصبی را بررسی کردهایم:
نیاز به سخت افزار قوی
با وجود اینکه شبکههای عصبی میتوانند بهسرعت با نیازهای مختلف سازگار شوند، اما راهاندازی و استفاده از آنها نسبتاً سنگین و پرهزینه است. این سیستمها برای اجرای کاربردهای مختلف به سختافزار قدرتمند و تجهیزات پیشرفته نیاز دارند.
نتایج ناقص
دومین محدودیت شبکههای عصبی این است که ممکن است در برخی موارد خروجیهای ناقص یا ناکامل تولید کنند. از آنجا که شبکههای عصبی مصنوعی برای سازگاری با کاربردهای متغیر آموزش داده میشوند، گاهی بهطور کامل برای تمام مراحل یک فرآیند مشخص بهینهسازی نمیشوند. اگرچه این ویژگی در نگاه اول میتواند یک مزیت محسوب شود، اما هنگام تولید خروجی میتواند به یک نقطه ضعف تبدیل شود.
تناسب و کیفیت داده ها
یکی دیگر از چالشهای شبکههای عصبی این است که بهشدت به دادههای در دسترس خود وابسته هستند. این بدان معناست که کارایی هر شبکه عصبی بهطور مستقیم با مقدار دادهای که برای پردازش دریافت میکند، ارتباط دارد.
علاوه بر این، اگر دادههای ارائهشده به شبکه مناسب و باکیفیت نباشند، عملکرد آن نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. در چنین شرایطی، الگوریتمهای شبکه عصبی ممکن است در تحلیل دادههایی که حجم کمی دارند یا بهسختی قابل تفسیر هستند، دچار خطا شوند.
کنترل محدود
در حالی که برنامههای شبکههای عصبی در سازماندهی دادههای نامنظم بسیار مفید هستند، اما میتوانند در برخی موارد چالشبرانگیز نیز باشند. این موضوع به کنترل محدود اشاره دارد که توسعهدهندگان و آموزشدهندگان بر عملکرد واقعی و کلی این شبکهها دارند.
از مقادیر احتمالی گرفته تا مراحل درونی پردازش، ساختار شبکههای عصبی تا حد زیادی پنهان و غیرشفاف است. این مسئله باعث میشود که امکان اعمال کنترل خارجی یا تنظیم دقیق عملکرد شبکهها بهصورت کامل وجود نداشته باشد و نتوان آنها را بهراحتی مطابق با خواست کاربر مدیریت کرد.
شبکه عصبی چگونه باعث پیشرفت هوش مصنوعی شده است؟
احیای واقعی شبکههای عصبی در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی رخ داد؛ زمانی که الگوریتم پسانتشار خطا توسعه یافت. همانطور که در قسمتهای قبلی مطلب شبکه عصبی چیست توضیح دادیم، این الگوریتم امکان یادگیری بسیار کارآمدتر شبکههای عصبی را فراهم کرد.
این پیشرفت مهم باعث شد شبکههای عصبی بتوانند با مجموعهدادههای بسیار بزرگتر آموزش ببینند. برای نخستین بار، شبکهها قادر شدند با تنظیم وزنهای خود، میزان خطا را کاهش و دقت پیشبینیهایشان را افزایش دهند؛ دستاوردی که تحولی اساسی در حوزه هوش مصنوعی ایجاد کرد.
همزمان، پیشرفت سختافزارهای محاسباتی و در دسترس قرار گرفتن کلاندادهها، امکان توسعه و مقیاسپذیری شبکههای عصبی را بیش از پیش فراهم کرد.
این روند در نهایت به ظهور یادگیری عمیق انجامید که قادر است حجم عظیمی از اطلاعات را پردازش کند و وظایفی را انجام دهد که پیش از آن امکانپذیر نبود. این مدلها به تدریج به هسته اصلی سامانههای هوش مصنوعی مدرن تبدیل شدند و امروزه در بسیاری از کاربردهای پیشرفته نقش اساسی ایفا میکنند.
نقش شبکه عصبی در ChatGPT و مدلهای زبانی
ChatGPT یک مدل زبانی بزرگ محسوب میشود که بر پایه یادگیری عمیق ساخته شده است و بهطور مشخص از نوعی شبکه عصبی به نام ترنسفورمر بهره میبرد. معماری ترنسفورمر در ChatGPT از مکانیزم توجه استفاده میکند تا مهمترین بخشهای متن ورودی را شناسایی و بر آنها تمرکز کند. این قابلیت به مدل امکان میدهد حجم بسیار زیادی از دادههای متنی را پردازش کرده و مفهوم آنها را درک کند.

برای اینکه مدل بتواند مفهوم، زمینه و معنای زبان طبیعی را بفهمد، با استفاده از مجموعهای عظیم از متون، شامل کتابها، مقالات و سایر منابع نوشتاری، آموزش داده شده است. این فرایند آموزشی به ChatGPT کمک میکند تا روابط، الگوها و ساختارهای موجود در زبان را شناسایی و یاد بگیرد.
نقش شبکه عصبی در تولید تصویر
شبکههای عصبی این توانایی را دارند که با یادگیری از مجموعهدادههای بزرگ تصاویر، تصاویر جدید و بسیار واقعی تولید کنند. تولید تصویر با استفاده از شبکههای عصبی فرایندی پیچیده است که در آن، مدل ابتدا توزیع احتمالاتی تصاویر ورودی را یاد میگیرد و سپس تصاویر جدیدی تولید میکند که با همان توزیع و ویژگیهای تصاویر آموزشی سازگار باشند. برای تولید تصویر، از معماریهای مختلفی از شبکههای عصبی استفاده میشود که مهمترین آنها عبارتاند از:
- شبکههای مولد تخاصمی: این معماری از دو شبکه تشکیل شده است که با رقابت با یکدیگر، تصاویر بسیار واقعی تولید میکنند.
- خودرمزگذارهای واریاسیونی: این مدلها با یادگیری نمایش فشردهای از دادهها، قادر به تولید تصاویر جدید و متنوع هستند.
- مدلهای خودرگرسیو: این مدلها تصویر را بهصورت مرحلهبهمرحله و با پیشبینی هر بخش بر اساس بخشهای قبلی تولید میکنند.
علاوه بر این معماریها، برخی مدلهای ترکیبی نیز توسعه یافتهاند که از ترکیب چندین روش بهره میبرند.
نقش شبکه عصبی در سیستمهای هوشمند امروزی
شبکههای عصبی تحول بزرگی در صنایع مختلف ایجاد کردهاند. در حوزه سلامت، از آنها برای تحلیل تصاویر پزشکی، مانند تصاویر رادیولوژی و MRI، و همچنین پیشبینی بیماریها استفاده میشود.
در صنعت خودروسازی، شبکههای عصبی فناوری اصلی خودروهای خودران را تشکیل میدهند و به این خودروها در درک محیط و تصمیمگیری کمک میکنند. همچنین در بخش مالی، از این شبکهها برای تشخیص کلاهبرداریهای مالی، شناسایی تراکنشهای مشکوک و معاملات الگوریتمی در بازارهای مالی بهره گرفته میشود.
چگونه یادگیری شبکههای عصبی را شروع کنیم؟
ورود به دنیای شبکههای عصبی، سفری به قلب هوش مصنوعی است. اگر علاقهمندید نحوه عملکرد شبکههای عصبی را درک کنید و از تواناییهای آنها بهره ببرید، این راهنما مسیر یادگیری را برای شما روشن خواهد کرد.
پیشنیازهای یادگیری
پیش از ورود به مباحث تخصصی شبکههای عصبی، بهتر است با سه پایه اصلی این حوزه آشنا شوید.
- ریاضیات: جبر خطی، حساب دیفرانسیل و انتگرال و آمار، پایههای اصلی شبکههای عصبی هستند. تسلط بر این مباحث به شما کمک میکند دادهها را بهتر درک کرده و الگوریتمهای یادگیری را تحلیل کنید.
- برنامهنویسی: شاید این سؤال مطرح شود که چرا بیشتر افراد پایتون را برای یادگیری شبکههای عصبی انتخاب میکنند؟
پاسخ ساده است؛ زیرا این زبان دارای کتابخانههای قدرتمندی مانند TensorFlow و Keras است که بهطور ویژه برای طراحی، آموزش و پیادهسازی شبکههای عصبی توسعه یافتهاند.
- مبانی یادگیری ماشین: پیش از ورود به شبکههای عصبی، باید با مفاهیم پایهای مانند الگوریتمهای یادگیری ماشین، بیشبرازش، کمبرازش، موازنه بایاس و واریانس آشنا شوید. درک این مفاهیم، یادگیری شبکههای عصبی را بسیار سادهتر خواهد کرد.
نقشه راه یادگیری Neural Network
یادگیری شبکههای عصبی را با سادهترین نوع آن، یعنی پرسپترون آغاز کنید. پرسپترون نقطه شروع مناسبی برای درک این موضوع است که چگونه دادههای ورودی به خروجی تبدیل میشوند.
مرحله بعدی یادگیری انواع تابع فعالسازی هستند. شناخت عملکرد این توابع برای درک رفتار شبکه ضروری است.
پس از آن، با شبکههای عصبی پیشخور آشنا میشوید. در این شبکه، دادهها تنها در یک جهت حرکت میکنند؛ از لایه ورودی به لایههای پنهان و در نهایت به لایه خروجی می رسند. تسلط بر این جریان اطلاعات، پایهای برای یادگیری سایر معماریهای پیشرفتهتر است.
در نهایت، برای درک نحوه یادگیری شبکههای عصبی باید با پسانتشار خطا آشنا شوید. پسانتشار باعث میشود شبکه از اشتباهات خود بیاموزد و عملکرد خود را در طول فرایند آموزش بهبود ببخشد.
با پیشرفت در مسیر یادگیری، به معماریهای پیشرفتهتر شبکههای عصبی خواهید رسید. برای مثال، شبکههای عصبی کانولوشنی در خط مقدم فناوری تشخیص و پردازش تصاویر قرار دارند. با مطالعه این شبکهها، با مفاهیمی مانند فیلترها، لایههای کانولوشن و لایههای پولینگ آشنا میشوید و نحوه استخراج ویژگیها از تصاویر را درک خواهید کرد.
از سوی دیگر، شبکههای عصبی بازگشتی توانایی منحصربهفردی در پردازش دادههای ترتیبی و دنبالهای دارند. به همین دلیل، این شبکهها در کاربردهایی مانند تحلیل احساسات، پردازش متن، ترجمه ماشینی و سایر مسائل مرتبط با دادههای متوالی، بسیار ارزشمند و پرکاربرد هستند.
اگر هم ایده رقابت دو شبکه عصبی با یکدیگر برایتان جذاب است، شبکههای مولد تخاصمی قطعاً توجه شما را جلب خواهند کرد. در این معماری، دو شبکه با نامهای مولد و تمایزدهنده بهصورت همزمان آموزش میبینند و در قالب یک رقابت سازنده با یکدیگر تعامل میکنند. شبکه مولد تلاش میکند دادههایی هرچه واقعیتر تولید کند، در حالی که شبکه تمایزدهنده سعی دارد دادههای واقعی را از دادههای تولیدشده تشخیص دهد. این رقابت مداوم باعث میشود در نهایت دادههایی با کیفیت بسیار بالا و ظاهری کاملاً واقعی تولید شوند.
در دنیای شبکههای عصبی، کتابخانههایی مانند TensorFlow و Keras از محبوبترین و پرکاربردترین ابزارها به شمار میروند. این چارچوبهای متنباز بهطور ویژه برای طراحی، آموزش و استقرار مدلهای شبکه عصبی توسعه یافتهاند و امکانات گستردهای را برای ساخت مدلهای یادگیری عمیق در اختیار برنامهنویسان و پژوهشگران قرار میدهند.
تمام دانش نظری که در زمینه شبکههای عصبی به دست میآورید، زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که آن را در پروژههای عملی به کار بگیرید. برای شروع، میتوانید با پروژههایی مانند تشخیص ارقام دستنویس با استفاده از مجموعهداده MNIST کار خود را آغاز کنید. این پروژه یکی از بهترین تمرینها برای آشنایی با نحوه طراحی، آموزش و ارزیابی یک شبکه عصبی است.
با افزایش تجربه و مهارت، میتوانید از شبکههای عصبی کانولوشنی برای انجام وظایفی مانند طبقهبندی تصاویر استفاده کنید و همچنین شبکههای عصبی بازگشتی را در حوزه پردازش زبان طبیعی برای مسائلی مانند تحلیل متن، تشخیص احساسات و ترجمه ماشینی به کار بگیرید.
به این ترتیب، با انجام پروژههای عملی و کاربردی، مفاهیم نظری به مهارتهای واقعی تبدیل شده و توانایی شما در طراحی و توسعه مدلهای هوش مصنوعی بهتدریج افزایش خواهد یافت.
مسیر جامع هوش مصنوعی آکادمی همراه اول
آکادمی همراه اول یکی از مراکز آموزشی اپراتور همراه اول است که با هدف آموزش مهارتهای حوزه فناوری و ارتقا سطح دانش افراد برای ورود به بازار کار، دورههای مختلفی برگزار میکند. این آکادمی دورههای کابردی در زمینه هوش مصنوعی دارد که کاربرها را از سطح مبتدی به سطحی میرساند که پروژههای عملی هوش مصنوعی در بازار کار انجام دهند. با استفاده از دوره جامع هوش مصنوعی این مرکز علاوه بر یادگیری مطالب پایه مانند مبانی یادگیری عمیق و پایتون، کاربرد هوش مصنوعی در کسب کار را نیز یاد بگیرید.
نتیجهگیری
در این مطلب توضیح دادیم که شبکه عصبی چیست و چه کاربردی دارد. شبکههای عصبی یکی از بنیادیترین مفاهیم هوش مصنوعی هستند که در یادگیری ماشین و یادگیری عمیق نقش مهمی ایفا میکنند. این مدلها با توانایی پردازش حجم زیادی از دادهها بهصورت چشمگیری به پیشرفت هوش مصنوعی و ورود آن به زندگی واقعی کمک میکنند.
این فناوری همچنان در حال توسعه است تا چالشهایی مثل نیاز به دادههای زیاد برای آموزش و نتایج ناقص را پشت سر بگذارد. شبکه عصبی را میتوان یکی از ستونهای اصلی هوش مصتوعی دانست که درک مفاهیم آن به درک عمیق دنیای هوس مصنوعی کمک میکند.
پرسشهای متداول (FAQ)
در این بخش از مطلب به تعدادی از پرسشهای متداول پاسخ میدهیم.

شبکه عصبی چیست؟
شبکههای عصبی مدلهای محاسباتی هستند که از ساختار مغز انسان الهام گرفتهاند و برای شناسایی الگوها و یادگیری از دادهها طراحی شدهاند. این شبکهها هسته اصلی هوش مصنوعی مدرن را تشکیل میدهند و فناوریهایی مانند تشخیص تصویر، پردازش زبان طبیعی و بسیاری از کاربردهای پیشرفته دیگر را امکانپذیر میسازند.
شبکه عصبی چه تفاوتی با یادگیری ماشین دارد؟
الگوریتمهای یادگیری ماشین معمولاً تصمیمگیریهای خود را بر اساس دادههای آموزشی و اغلب با راهنمایی انسان انجام میدهند. در مقابل، شبکههای عصبی میتوانند با سطح بالاتری از خودمختاری تصمیمگیری کنند و معمولاً از تجربه و خطاهای قبلی خود برای یادگیری و بهبود عملکردشان استفاده میکنند.
CNN و RNN چه تفاوتی دارند؟
CNN از فیلترها درون لایههای کانولوشن برای تبدیل و استخراج ویژگیها از دادهها استفاده میکنند. در مقابل، RNN از خروجیها و وضعیت فعالسازی دادههای قبلی در یک توالی استفاده میکنند تا خروجی بعدی در آن دنباله را تولید کنند.
شبکه عصبی در چه حوزههایی کاربرد دارد؟
شبکه عصبی در حوزههای بسیار متنوعی از تشخیص صدا و تصویر تا پردازش تصویر پزشکی و خودروهای خودران کاربرد دارد.
آیا برای یادگیری شبکه عصبی باید ریاضیات پیشرفته بدانیم؟
بله. یادگیری ریاضیات پیشرفته یکی از پیشنیازهای یادگیری شبکههای عصبی است.
منابع:
Analyticssteps| Enjoyalgorithms| Geeksforgeeks| Techhistorylab | Bitaacademy