مدلهای ذهنی چیست؟ و چرا مهم هستند؟ + ۱۰ مدل موفق مدیران حرفه ای
همه ما وقتی میخواهیم تصمیمی بگیریم یا مسالهای را حل کنیم، عوامل مختلفی مثل اطلاعات قبلی، تجربیات و برداشتهای فردیمان بر روی آن تاثیر میگذارند. به مجموعهای از این عوامل که طرز فکر و تصمیمگیری در مورد مسائل پیرامونمان را شکل میدهند، مدلهای ذهنی میگویند.
شناخت مدل های ذهنی برتر به ما کمک میکند تا دریچههای ذهنمان را باز کنیم و خصوصاً در جایگاه مدیریت، به فرد خلاق و مؤثری تبدیل شویم. در این مقاله به معرفی مدل های ذهنی مدیران و دلایل اهمیت آن میپردازیم.
مدلهای ذهنی (Mental Models) یا مدل های ذهن آگاهی، چارچوب یا فرآیندهای فکری هستند که نوع نگاه ما نسبت به مسائل اطراف را شکل میدهند و بر برداشت ما نسبت به جهان بصورت مستقیم تاثیرگذارند. آنها به ما چشمانداز متفاوتی میدهند تا بتوانیم درک کنیم، تصمیم بگیریم، رفتار کنیم و (در سطح بالاتر) دیگران را مدیریت کنیم.
بر خلاف روشهای خاص مدیریت و تاکتیکهای مختلف، نظریه مدل های ذهنی میتوانند با یکدیگر ترکیب و استفاده شوند و از همه یا تعدادی از آنها، مبتکرانه و خلاقانه نیز استفاده کرد.
چرا مدلهای ذهنی مهم هستند؟
زندگی روزمره ما مملو از مدل های ذهنی است که بصورت ناخودآگاه در زندگی فردی یا شغلی از آنها استفاده میکنیم و به عنوان الگوریتمی برای به حداقل رساندن پیامدهای منفی عمل میکنند.
از جمله دلایلی که اهمیت Mental Models را برای مدیران نشان میدهد، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
کاهش پیچیدگی: مدلهای ذهنی یک رویکرد ساختارمند برای مدیران ارائه میدهند تا مسائل پیچیده را راحتتر درک کنند.
تصمیمگیری آگاهانه: آنها به عنوان چارچوبهای شناختی عمل کرده و در تجزیه و تحلیل مشکلات و تصمیمگیریهای درست، کمککننده هستند.
شناسایی الگوها: مدیران میتوانند از این مدلها برای شناسایی الگوها و کسب تجربه از گذشته استفاده کنند.
انطباق: شناخت مدل های ذهنی متنوع، انعطافپذیری مدیران را در محیطهای پویا افزایش میدهد.
ذهنیت استراتژیک: مدیرانی که به دنبال مدیریت اثربخش سازمان یا واحد خود هستند، با استفاده از Mental Models میتوانند ذهنیت استراتژیک خود را تقویت کنند.
مدلهای ذهنی مهم هستند؛ چون:
پیچیدگی مسائل را کاهش میدهند.
فضای فکری بیشتری را در ذهن شما ذخیره میکنند.
مدل های ذهنی مدیران موفق
احتمالاً تا اینجا در مورد مدلهای ذهن آگاهی و دلایل اهمیت آنها، به درک اولیهای رسیدهاید. در ادامه میخواهیم به این موضوع از “دیدگاه مدیران” اشاره کنیم. اما آیا میدانید چرا این مدلها کاربردی هستند و چه زمانی باید از آنها استفاده کرد؟
در زیر، ۱۰ مدل ذهنی مدیریت را فهرست کردهایم تا اگر میخواهید به مدیر کارآمدتری تبدیل شوید، بتوانید با بهکار بستن آنها، عملکرد موفقی داشته باشید.
مدل ذهنی شماره ۱: حذف لنگرهای فکری
“لنگرها” مثل ایدههای اولیهای هستند که ما گاهی بیش از اندازه به آنها تکیه میکنیم. این اتفاق زمانی رخ میدهد که یک سوال احتمالی را به تنها پاسخ ممکن تبدیل میکنیم که این موضوع باعث محدود شدن گزینههای انتخابی خواهد شد.
برای مثال فروش محصولات را صرفاً براساس دادههای فروش قبلی تخمین میزنیم. اما زمانیکه بازار به سرعت تغییر میکند، این پیشبینی اشتباه از آب در میآید.
به جای تکیه بر این مدل ذهنی، توصیه میشود مفروضات اطلاعات اولیهتان (لنگرها) را زیر سؤال ببرید. در حقیقت شناسایی این لنگرها در فرآیند تصمیمگیری، صورت مساله را در فکر شما تغییر میدهد و بطور مثبت بر خروجی تاثیر میگذارد.
چرا کاربردی است؟ برای جلوگیری از نشخوار فکری(Overthinking)، برای جلوگیری از ناتوانی در تصمیمگیری.
چه زمانی باید آن را به کار برد؟ ۱- در شرایطی که به مهارتهای پیشبینی دقیق نیاز است. ۲-در شرایطی که احساس میکنید در دام تصمیمگیری اشتباه گرفتار شدهاید.
مدل ذهنی شماره ۲: حرکت زنجیرهای رو به عقب
در این مدل، مدیر هدف یا خروجی نهایی را مشخص میکند و برای شناسایی گامهایی که باید طی کند، به عقب برمیگردد. این روش افکار مدیر را سروسامان میدهد و او را در جهت درست و به دور از پاسخهای نادرست هدایت میکند.
برداشتن قدمهای رو به عقب به مدیران این امکان را میدهد تا پیشنیازهای لازم برای رسیدن به یک هدف را به درستی شناسایی کنند و راههایی برای تحقق اهداف باز میکند که ممکن است مکمل یکدیگر باشند.
چرا کاربردی است؟ تضمین موفقیت و راهنمایی برای رسیدن به هدف.
چه زمانی باید آن را به کار برد؟ زمانی که نیاز به تمرین مهارتهای جدید و ادغام آنها در اجرای پروژههای پیچیده دارید.
اصل پارهتو یا همان قانون ۸۰/۲۰، به این معناست که بیشتر نتایج، حاصل توزیعهای برابر نیستند. به بیان بهتر، ۸۰ درصد نتایج، از ۲۰ دصد تلاشهای ما حاصل میشوند. از جمله مصادیق این قانون در کسبوکار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
در بسیاری از کسبوکارها، ۸۰ درصد فروش از ۲۰درصد مشتریان به دست میآید.
در مدیریت زمان، ۸۰ درصد نتایج از ۲۰ درصد وظایف و مسئولیتها نشأت میگیرد.
در حل مساله، شناسایی ۲۰درصد مسائل که ۸۰ درصد چالشها را در بر میگیرد، میتواند به اولویتبندی منابع جهت حل مساله کمک کند.
چرا کاربردی است؟ این مدل به مدیران این امکان را میدهد تا به جای پرداختن به مسائل کم اهمیت در کسبوکار، زمان و منابع خود را وقف مسائل با اهمیت و ارزشمند کنند.
چه زمانی باید آن را به کار برد؟ در مرحله برنامهریزی زمانیکه مدیران در حال تخصیص زمان هستند، زمانیکه میخواهند اولویتهایشان را مشخص کنند و هر زمانیکه میخواهند شانس موفقیت خود را بالا ببرند.
مدل ذهنی شماره ۴: انتخاب سخت
وقتی مدیران با موقعیتی مواجه میشوند که انتخاب سختی پیش رو دارند، باید به نوع تصمیمی که میخواهند بگیرند، به خوبی دقت کنند. در حقیقت باید بسنجند آیا این تصمیم برگشتپذیر یا برگشتناپذیر.
تصمیمات برگشتپذیر تصمیماتی هستند که میتوانند آنها لغو کرد یا تغییر داد، به همین دلیل برای اشتباه کردن، حاشیه امنی وجود دارد. اما در تصمیمات برگشتناپذیر، همانطور که از نامش پیداست، راه برگشتی وجود ندارد. این تصمیمات، تاثیرگذاری بیشتری دارند و نیاز به اختصاص زمان و توجه بیشتری از سوی انجامدهنده آن خواهد داشت.
چرا کاربردی است؟ایجاد تمایز در انتخابها، اشغال فضای کمتری از مغز، تسریع در تصمیمگیری.
چه زمانی باید آن را به کار برد؟ برای دوراهیهای تصمیمگیری، برای جلوگیری از ایجاد حجم بالایی از انتخابها.
مدل ذهنی شماره ۵: دلیل ریشهای
دلیل ریشهای، دلیل اصلی رخ دادنِ یک اتفاق است. شناسایی این عوامل منجر به بدست آوردن داده برای پیشبینی دقیق سناریوهای مشابه، تحلیل یک اتفاق یا پروژه و پیدا کردن محرکهای یک مسأله میشود.
برای استفاده از این مدل ذهنی، تکنیکهای مختلفی وجود دارد که یکی از معروفترینِ آنها، تکنیک ساکیچی تویودا (بنیانگذار تویوتا) است که در سال ۱۹۳۰ معرفی شد. در این تکنیک، مسئله اصلی در نظر گرفته میشود و با پرسیدن ۵ سوال که با “چرا” آغاز میشود، در نهایت به دلیل اصلی رخ دادن آن اتفاق میتوان پی برد.
چرا کاربردی است؟ ایجاد شفافیت در کار و کاهش زمان اتلاف به کمترین میزان ممکن.
چه زمانی باید آن را به کار برد؟ برای حل مسئله، ارزیابی اشتباهات، طراحی راهحلهای مرتبط در یک موضوع.
مدل ذهنی شماره ۶: هدف جسورانه بزرگ
این مدل ذهنی بر اهداف بلندمدت و جاهطلبانهای اشاره دارد که افراد و کسبوکارها را به سوی دستاوردهای بزرگ حرکت میدهد. برای مثال ایلان ماسک و ایده کشف مریخ، استیو جابز و ایدههای نوآورانه او در زمینه ارتباطات.
نکته قابل توجه در مورد مدل های ذهنی مدیران موفق این است که تحقق آنها زمانبر است ولی میتواند دنیا را تغییر دهد.
چرا کاربردی است؟ چون مسیر اقدامات پیشرویِ شما را تعیین میکند و به شما کمک میکند کار و زندگی را عمیقاً تجربه کنید.
چه زمانی باید آن را به کار برد؟ برای تعیین اهداف بلند مدت، برای حفظ انگیزه.
مدل ذهنی شماره ۷: فعالسازی انرژی
این مدل ذهنی براساس یکی از قوانین شیمی تعریف میشود: “برای آغاز یک فعالیت تاثیرگذار، انرژی فعالسازی زیادی لازم است”. در زمان شروع یک پروژه یا یک کار چالشی، برای اینکه انرژی فعالسازی موردنیاز کاهش نیابد، مدیران باید دو اقدام را باید درنظر بگیرند:
اگر آن کار یک عادت باشد، انجام آن آسانتر به نظر میرسد.
مشوقها یکی از بهترین تقویتکنندههای انگیزشی هستند.
بنابراین، زمانی که عادتهای سالم را کنار هم قرار میدهیم، میتوانیم انتظار رسیدن به بالاترین حد از بهرهوری را داشته باشیم. از مهمترین موارد برای ایجاد تعادل بین کار و زندگی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تمرین تمرکز
خود مراقبتی
چرا کاربردی است؟ برای اینکه کار یا پروژهای را انجام دهید، باید بدانید چه میزان زمان و تلاش به آن کار باید اختصاص داد. استفاده از انرژی فعال سازی از طریق ایجاد عادت و پاداش دادن به خود، باعث حفظ انگیزه میشود و به کار عمیق کمک میکند.
چه زمانی باید آن را به کار برد؟ برای انجام کار عمیق، برای افزایش بهرهوری، برای بهینهسازی زمان.
مدل ذهنی شماره ۸: هزینه فرصت از دست رفته
در انتخاب فعالیتهایی که درگیر آنها میشویم، همواره در مواجه با محدودیتهای زمان و منابع هستیم. یعنی باید بین گزینهها، یکی را انتخاب کنیم و از مزایای بالقوه سناریوهای انتخاب نشده دور بمانیم. برای مثال، اگر ترجیح میدهید به جای مطالعه، زمان خود را روی کار سرمایهگذاری کنید، مطالعه کردن، هزینه فرصت از دست رفته شماست.
چرا کاربردی است؟ با آگاهی از هزینه انتخابها، میتوانید زمان خود را با کارایی بالاتری تخصیص و مصرف کنید. این اجازه میدهد تا بینش عمیقی در مورد کار خود به دست آورید تا تعادل زندگی کاری را به طور موثرتری حفظ کنید.
چه زمانی باید آن را به کار برد؟ برای جلوگیری از اهمال کاری، برای تعیین اولویتها، برای مدیریت وظایف.
مدل ذهنی شماره ۹: اثر مرکب
ایده این مدل ذهنی این است که تصمیمات کوچک و هوشمندانه میتوانند پاداشهای بزرگی را به همراه داشته باشند. برای شکلگیری عادات جدید، باید به طور مداوم آنها را تمرین کرد.
همانطور که بسیاری از مثالها نشان میدهند، موفقیتها اغلب در طول ماهها اندازهگیری میشوند تا روزها، و وقتی جزئیات و نحوه انجام آن را ارزیابی میکنید، مزایای کار ثابت و مداوم به خوبی آشکار میشود.
مدل اثر مرکب تمرکز را به جای نظارت دقیق بر پیشرفت، به حفظ اهداف و انجام عادتهای درست برای حرکت پایدار تغییر میدهد.
چرا کاربردی است؟ برای اینکه انگیزه و تابآوری را افزایش میدهد.
چه زمانی باید آن را به کار برد؟ برای تشویق شخصی، برای طراحی استراتژی.
ابزارها، دستگاهها و سیستمها میتوانند به عنوان اهرمهایی برای افزایش سرعت کارها به کار گرفته شوند.
اگر از این مدل استفاده میکنید، میتوانید با راهحلهای مدیریت زمان خودکار شروع کنید که به ایجاد گردشهای کاری بهینه و تعیین مرزهای درست برای انجام کار کمک میکند. در این فرآیند، با یادگیری بیشتر در مورد پیشرفت خود، برنامههایتان را مجدداً تنظیم کنید.
چرا کاربردی است؟ ابزارهایی که نیازهای حرفهای شما را برآورده میکنند، به ایجاد محیطی کمک میکنند که در آن بتوانید خلاقیت را پرورش دهید.
چه زمانی باید آن را به کار برد؟ برای مدیریت وظایف و پروژه، برای فائق آمدن بر محدودیتهای زمانی، برای تخصیص منابع کارا
با ذهن آگاهی به مدیر موثرتری تبدیل شوید
درک و به کارگیری مدلهای ذهنی که به آنها اشاره کردیم، شروعی برای تغییر ذهنیت مدیر برای ایجاد تغییرات جدید است. در این راستا، کسب مهارتهای ذهن آگاهی و یادگیری مستمر میتواند کمککننده باشد. اگر به شناخت کارکردهای ذهن و افزایش ظرفیتهای بالقوه خودتان علاقه مند هستید، پیشنهاد ما مشاهده دوره مجازی کوچینگ مغز است. پس از مشاهده این دوره، به شناخت مناسبی از فرآیندهای مغز در تصمیمگیری انسان و تقویت مهارتهای رسیدن به عملکرد برتر و مدیریت دیگران دست پیدا میکنید.